2777
2789
عنوان

خواهر شوهر

410 بازدید | 14 پست

شوهرم و خواهرش مدت زیادی قهر بودن تازه اشتی کردن و مدام در رفت و امدن اینا هم یا رفت و امد تمیکنن یا شروع بشه مداوم برنامه میزارن و کلا خواهرش هم مودیه نمیتونم رفتاراشو هضم کنم یهو میگه میخنده یهو میره تو هم شوهرمم اصلا متوجه مودی بودن رفتاراش نیست و دیدنشون همیشه برام عذابه و هر وقت میبینمشون ارامشم بهم میریزه اصلا احترام هیچ جوره به عزوس نمیزارن و‌جوری در ظاهر رفتار میکنن که انگار فرشته ان نزد شوهرم ولی موذیانه و پنهانی که شوهرم متوجه نمیشه ازارم میدن نمیدونم چیکار کتم واقعا اعصابم نمیکشه انقذز ببینمشون شوهرمم خیلی روشون حساسه نمیتونم حرفی بزنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم همینم شوهرم ولی زیربار نمیره باید رفت وامدش باخانوادش داشته باشه

مجبوری توم نقش بازی کنی

زیادم جدی نگیرشون

من شاغلم همش بیمارستان ودانشگام کم میبینمشون ولی شوهرم میپزن قسنگ اماده میگنن😂💔

چقد منی تو😁

😣واقعا دیگخ تحمل ندارم خیلی حزفا هم تو قهرشون پشتم زدن که شوهرم نزاشت برم حلو حرفای بیخود و بگیرم و همینا تو دلم بیشتر ناراحتم میکته که میدونم پشتم چیا میگن ولی نمیتونم حالا که اشتی کردن حرفامو بزنم میترسم بده بشم عمینطوری پشتم خیلی بد میگن و شوهرمو پر میکنن دیگه کم کم رفتاراشون باعث میشه از شوهرمم سرد بشم

اگر روش حساس بود که قهر نمیکرد  مثلا پنهونی از شوهرت چیکار میکنه؟ تو هم همون لحظه پنهونی از ش ...

تو  ظاهر حرفی نمیزنه ولی زیر زیرکانه حرفا و رفتارایی میکنن که میدونن من نمیپپسندم مثلا یه نمونه از اول من گفتم بچه خواهر شوهرم منو زندایی صدا نکنه تینا جون بگه حتی تو قهرشوتم پشتم خواهرش حرف زده بود شوهرم به خواهرش کفت تو هم با زن من خوب نبوذی حتی نزاشتی بچت اونطور که زنم دوست داره صداش کنه من فکر کردم اشتب کنن رفتاراشو درست میکنه حالا که دیگه شوهرم علنی کفته بود ولی بازم همونو میکه که من دوست ندارم یا تینا خالی صدام میکته و مادر و پذرش یاد نمبدن سی سال ازت بزرگتره تینا بده بگی و در صورتیکه شوهر خواهر شوهرمو عمو خطاب به بچم میکنن بیشتر لجم میگیره که چرا به اون احترام میزارن به من نه ، به شوهرم امشب دوباره گفتم چرا اونجور که به خواهرت گفتی بع بچش یاد نمبده منو صدا کنه حالا که اشتی کرده میگه حالا چه فرقی میکته و دوباره طرف خواهرش شده و کلا ابنجور برخوردا زیاد میشه و شوهرم متوجه هیچی نیست و طرفشونو میگیره بیشتر لجم میگیره

اصلادر موردش حرف نزن ، کار خودت رو محترمانه بکن تو سکوت ببینش تا خودش بفهمه باهاش سردی رفت و آمد رو ...

اونا از خداشونه من دوری کتم شوهرم و بچمو تنها سمت خودشون بکشونن خیلی زرنگ تر از ابن حرفان با سردی من دوری کنن

تو  ظاهر حرفی نمیزنه ولی زیر زیرکانه حرفا و رفتارایی میکنن که میدونن من نمیپپسندم مثلا یه نمونه ...

ببین عزیزم هر دفعه که بچه خواهرشوهرت صدات کرد بهش گوشزد که من تینا جون هستم البته به نظر من زن دایی شان و منزلت بالاتری داره ولی خوب شما دوس نداری 

هر وقت صدات کرد شما هم گوشزد کن و بعد چن بار دیدی فایده ای نداره اصلا جواب نده و بگو به این خاطر که دوس داری باهام بازی کنی منم باهات همراه میشم عزیزم

به شوهرت هم اصلا نگو خودت دس به کار شو

اونا از خداشونه من دوری کتم شوهرم و بچمو تنها سمت خودشون بکشونن خیلی زرنگ تر از ابن حرفان با سردی من ...

آخه من تو این وضعیت بودم ۳۰ سال تحمل کردم به این نتیجه ای که بهت گفتم رسیدم کاش از قبل میدونستم اینهمه محبت نمیکردم و حودم رو عذاب نمیدادم ،یک سال کم محلی کردم و الان میبینم چقدر راحتم بابا قبول کن وقتی نمیخوان قبولت کنن با رفتارشون پیر میکنن تو رو پس کم برو مطمئن باش یواش یواش شوهرت هم کمتر میره


😣واقعا دیگخ تحمل ندارم خیلی حزفا هم تو قهرشون پشتم زدن که شوهرم نزاشت برم حلو حرفای بیخود و بگیرم و ...

پشت سر منم خیلی حرف میزنن

بزار اینقد بگن تا ببینم ب کجا میرسن

زندگیتو بکن 

نمیشه کاریش کرد دیگه

اینهمه کاربر با امضاهای مختلف اینجاست..😌 چرا امضای منُ خوندی...؟!!! 😁😍❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792