Sh: یه جا مراسمی بود ونذری میدادن سفره پهن بود قبل ازاینکه برم سر سفره نذری خالم از ظرفش که اش نذری داشت ومال همون سفره بوداب سبزی بهم وکمی هم کشک اند ت ظرفم (این قسمت کشک درست یادم نیست) رفتم نشستم سر سفره نذری خانمی که مسعول بود بهش گفتم اش میخوام قبول نکرد بهم کیک کاکائو داد منم نه اش گرفتم نه کیک قهر کردم بلند شدم قبل ازاینکه بلند شم دیدم مامانم سر سفره هستن پیش خودم گفتم که من این آش برا مامانم میخواستم که خودش امد سر سفره نشست کیف مشکی داشتم برش داشتم رفتم جایی امتحان بدم