خواب دیدم تو ی یه خونه هستم قفل درها باز بود رفتم تو اولش کلی ادم تو خونه بود من رفتم پایین تو یه اتاق نمی دونم چکار داشتم یه دفعه صدای گریه نوزادی شنیدم نگاه کردم دیدم هیچ کی تو خونه نیست خیلی حراس کردم وترسیدم تو خوابم می گفتم جنه از خونه زدم بیرون و می دویدم خیلی ترسیده بودم روبروم دوتا خونه بود در یکی رو زدم پسر عموم از خونه اومد بیرون بهش گفتم بعد گفتم اون خونه ما اون گفت خونه شما نیست خونه ماست همون که از توش از ترس زدم بیرون رفتم در خونه اون یکی تا بابام اینا تو هستن بعد پام خورد به یک جعبه فکر کردم مال پسر عموم اما بابام اینا در جعبه رو باز کردن تا پر طلاست دادشم از تو جعبه یه گشوار کرد گوش زنش ویه دست بند یاگردن بند هم داد به مادرم بابام هم یه دست بند داد به خوارم ویه دست بند هم داد برای من کسی تعبیرشو می دونه
خدایا شکر برای تمام داشته هایم وشکر برای برآورده شدن تمام خواسته هایم