❄️✝ یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در میآورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا میرود...
🎙خودش ماجرا را این طور تعریف میکند:
⛪️نیم ساعت قبل از شروع جلسه به کلیسا رفتم، به خیلی ها سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت جواب سلام من را دادند...
🥀به خیلی ها گفتم، گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من کمک کند...
⛪️سپس وقتی رفتم در ردیف جلو بنشینم، انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم...
✝به هر حال وقتی شبان کلیسا اسم کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن میکنند و این مرد ژولیده از جای خود بلند میشود و با همین قیافه به جلوی کلیسا
دعوت میشود...
❤️🔥مردم با دیدن او سرهایشان را از خجالت خم میکنند، عدهای هم گریه میکنند.
📖و این مرد سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز میکند:
📝گرسنه بودم، غذا دادید... تشنه بودم، آب دادید... مریض بودم به عیادتم آمدید... خیلیها به کلیسا میروند، اما شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند...خدا به دنبال جمعیت نیست؛
💌خدا به دنبال دستیست که کمک میکند،
💌قلبی که محبت میکند،
💌چشمی که برای دیگران نگران است
💌و پایی که برای ناتوانان برداشته
میشود.
❖═▩ஜ••🍃🌸🍃••ஜ▩═❖