2821
2789

یه رمان خوندم..یارو یه جااسمش ارمین بود دوصفحه بعدمیشد ارمان..طرف سه ماهه حامله بود بعد میزد نه ماه بعد تازه داشت میرفت زایمان..بچه ۵ماهش حرف میزد😐تویه ماهگیم یه چیزی مث ماهی توشکمش حرکت میکرد.بعد یه یارویی بود دشمن شوهردختره اصلا معلوم نشد طرف چی شد چرادشمن بود ..یکیم بود کل رمان راجع ب یه دخترخراب بود و دوس پسرش دو صفحه اخر دختره با دایی ناتنیش ازدواج کرد وخوش وخرم تموم شد😐

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

سمی نخوندم ولی رمانای پگاه مخصوصا تب دنیایی از حرفاییه که بزرگترت میکنه

همونم توش یه بخش‌هایی از این سم ها رو داره به نظرم 


رقص و جولان بر سر میدان کنند، رقص اندر خون خود مردان کنند. 🇮🇷 چون رهند از دست خود دستی زنند، چون جهند از نقص خود رقصی کنند
واا

جدادمیگم دختره دوست پسرش داشت میومد خونشون میرفت یه شب با خانوادش بحثش میشه خودکشی میکنه دقیق یادم نیست میره بیمارستان این اخونده هم اونجا بود بعد از بیمارستان میخواسته فرار کنه از دست پدرش و مادرش این اخونده هم مرخص شده بود سوارش میکنه بعد متحول میشه پسره هم شهید میشه 

معمولا با بوسه پاک میکرد بعد بادستمال رژ خودشو پاک میکرد

همشونم پارتی دارن بعد پسره غیرتی میشه 🤦‍♀️🤣🤣

                                                                             زخم زبان دردش حتی از بریدن دست با کاغذ بیشتر است. مراقب حرف هایمان باشیم :)                                      

با دنیای دخترانه ام خداحافظی کردم😂

لطفا به چیزایی که خودت هیچ نقشی تو به دست آوردنشون نداشتی افتخار نکن! مثل: چهره، قد، رنگ چشم، ماه تولد، ثروت خانوادگی... به شعورت افتخار کن، به تعداد کتابایی که خوندی،اصالت، مهربونی، انسانیت...❤
یه رمان خوندم..یارو یه جااسمش ارمین بود دوصفحه بعدمیشد ارمان..طرف سه ماهه حامله بود بعد میزد نه ماه ...

این مثل بعضی کاربرای نی نی سایت بوده 🤣🤣🤣

هی دروغ گفته هی فراموش کرده 🤣🤣🤣

رقص و جولان بر سر میدان کنند، رقص اندر خون خود مردان کنند. 🇮🇷 چون رهند از دست خود دستی زنند، چون جهند از نقص خود رقصی کنند
یه رمان خوندم..یارو یه جااسمش ارمین بود دوصفحه بعدمیشد ارمان..طرف سه ماهه حامله بود بعد میزد نه ماه ...

آقا اینا قرارشد بچه دارشن بعد نوشت اسال بعد بچشون میگف بابایی کجایی مگ نه ماه فقط تمشکم نیس بچه

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز