2777
2789


از اول میدانستم دنیا تقارن شادی هایم را رقم می‌زند.
دنیا مانند کودکی می‌ماند که هر چقدر با او سر سنگین باشی با تو لجبازی می‌کند.
مثل یک روز خوش می ماند که میدانی خوش بودن دیگر تا فردا بیشتر نیست.
خوب!
ولی من با تو رفیقم و تو با من مثل پیام بازرگانی که هر روز از جلو چشمت رد میشود ،  بی تفاوت به او نگاه میکنی.
جواب خوبی را با سکوت تلخی که میتواند من را تا اخر عمر از به دست آوردنت منصرف کند می‌دهی.
تو مثل تاریخ میمانی؛
می آیی و میروی اما تا آخر عمرم تاریخچه ی خنده هایت در ذهنم می‌ماند.
از اول میدانستم مغروری اما ریشه ای از تو در من به وجود آمد و چنان رویید که قسمتی از وجودم شدی.
عشق ،  بازی نیست که خودت شروع کنی...
عشق ناخواسته پدید می اید همانند ریشه ای در خاک سرد و تیره که از آن گلی باطراوت و خوشبو می‌روید!"...........

マヒヤール

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز