دوستم اومد خونمون که اصلاح و ابروم کنه...
دوست خیلی صمیمی ام هست چندین سال باهمیم اما خیلی پز میده...و خیییلی حسوده
من که ازدواج کردم ۲۰ روز بعد اونم ازدواج کردم یعنی دوتامون عقدی هستیم...
وضع مالی که پدرشوهرم من داره خانواده اون پسر نداره...اما خیلی جلوترن از ما.
هم سرکار میرن..هم خرید هم خونه رهن کردن هم ماشین خریدن
اما ما نه ماشین داریم و ن تکلیف خونه مون مشخصه...شوهرش برای تولدش.نیم ست طلا خریده بود قسطی...اما من شوهرم نخرید هیچی فقط برام تولد گرفت و خانواده ها رو دعوت کرد...گفت میخواستم برات از این گوشواره میخی ها بگیرم مامانت خرید دیگه کار من رو خراب کرد
من گفتم حالا همش اسیر سرکارش هست داره پول جمع میکنه برای عروسی و اینده..ماشین اینا هیچی نگفتم ب روش نیوردم
الان دوستم اومد گفت روز زن برام انگشتر خریده اما من هیچی تبریکم نگفت گفت باید روز دختر برات چیزی بگیرم نه زن😐
البته مراسم عقد من در برابر دوستم هیچ بود خیلی عالی تر بود
طبیعیه؟! چیکارکنم...اصلا حالم گرفته از وقتی دوستم رفته...شوهرمم از سرکار میاد الان نمیدونم چجور رفتاری داشته باشم