2777
2789
عنوان

زخم دیده ها بیاید

196 بازدید | 15 پست

بچه ها من اوایل ازدواجم با خواهرشوهرم خیلی دوستانه و خواهرانه برخورد میکردم تولد، مناسبت تبریک میگفتم حالش بد میشد زنگ میزدم حال میپرسیدم تولدش سوپرایزش کردم و ... ولی اون نه  اصلا نه احساس میکرد وظیفه منه ولی اون نباید بزنه .بعد از یه مدت احساس کردم خیلی دارم خودمو کوچیک میکنم یه مسئله ای برامون پیش اومد اون حتی زنگ نزد ببینه میتونه کمک کنه یا نه و... منم از اون روز به گوش مادرشوهرم رسوندم که چرا من این همه مهربونی میکنم برا اون اون یک بارم نه زنگ میزنه نه تبریک  با اینکه فهمید ناراحتم بازم اون اخلاقش درست نکرد تولدمو تبریک نگفت خلاصه منم از اون موقع زدم به برق براش فقط میبینمش حال و احوال اینا میکنم نه تبریکی چیزی دیگه زنگم نمیزنم بهش  به نظرتون چیکار کنم همین رویه رو برم از اون موقع که من یکم سرد شدم باهاش همش احساس میکنم پشت سر من بدگویی میکنه. چطور رفتار کنم مناسبتی چیزی شد زنگ بزنم ؟  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من متأهل نیستم 

ولی چند تا از دوستام همینقدر بی شعور بودن ولشون کردم 😂✋

قبل از پرسیدن هر سوالی بگو به من چه ؟؟؟ اگه واقعا بهت ربط داره پس حق داری بپرسی ، و الا سرت بکن تو خشتکت مرسی 

نه دیگه تعادل رونگه دار..زنگ نزن..همش یکی بدووه ویکی نه..نمیشه که جواب سلام علیکه..بعدم گفتن اندازه نگه دار که اندازه نکوست..شماهم تحویل نگیر دیگه..اعتمادبنفس نداری انگارهمش توذهنته ..ولش کن ببخیال‌.

امضات👌👌👌👌

مرسی لطف داری

بابا از بس مزاحم میشن اون روز یکی اومد گفت آدم میترسه خیال کردم خانمه گفتم نترس چرا بترسی بعد از چند دقیقه گفت راستشو بگم گزارش نمیزنی گفت راحت باش گفت پسرم و یه دری و وری گفت منم بلافاصله گزارش زدم شَتَرَپ ترکید...😁

حالا امضاء پست قبل از نظر خودتو نخوندی سوسن خانم ابرو کمون چشم عسلی😉😀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز