2777
2789
عنوان

عقد بدون اجازه خانواده

| مشاهده متن کامل بحث + 2465 بازدید | 58 پست

چرا مخالفن

از حال خوبی برخوردارم که به‌ شدت بوی رد دادن میده🖤  خدا تصمیم گرفت منو بکشه برا همین زنده نگه ام داشت! امیدوارم بفهمی چی میگم ولی نفهمی.🙄🕯🫀   https://harfeto.timefriend.net/16412274116285  ‌‌‌‌‌‌‌              نه قضاوت کن، نه قضاوت قضاوت!        حالا زیادم خل نیستم😂 منظورم از این جمله اینه که نه کسی رو قضاوت کن نه خیلی حرف دیگران برات مهم باشه، اونقدر که همش از قضاوت شدن بترسی و مدام بگی قضاوتم نکنید، یا هر چرت و پرتی رو بشنوی و بگی نه من قضاوت نمیکنم، هر چیزی حدی داره🥲                  من میدونم گاهی نباید وقتی دارم به دردودل های کسی گوش میکنم بهش بگم: ۱: من یا خیلیای دیگه از تو بدبخت تریم اینکه چیزی نیست.! چون پیش اومده این حرف رو شنیدم و ناراحت شدم و به این درک رسیدم که شاید یه چیزی برا کسی درد باشه ولی برای کسی دیگه هیچ! و توان و تحمل ادما با هم فرق داره. فکر نمیکردم فقط به مورد ۱ ختم شه ولی متاسفانه چیز دیگه الان تو ذهنم نیست😐💔خلاصه که سعی میکنم حرفتو گوش بدم بدون اینکه ناراحت ترت کنم.   و اینکه اگه تنبلی و بدون برنامه و از خودت شاکی، شاید بتونم کمکت کنم💕   من میدونم اون دنیا خدا هممون رو یه جا نگه میداره میگه خبببب این قسمت مخصوص قضاوت ها توهین ها و تهمت ها و دل شکستن هاییه که تو نی نی سایت داشتین😁😝😂من شوخی گفتم ولی تو عاقل باش و جدی بگیر☺  لطفا با شعار امر به معروف و نهی از منکر، افسار پاره نکنید. خودتونم میدونید شماهاا یه مشت مذهبی نمای عقده اید و مذهبی های واقعی مثل آدم نصیحت میکنن نه مثل شما. آیا میدانید با هر تاپیکی که برا حجاب میزنید هزاران نفر رو به سمت حجاب هدایت میکنید و محجبه میشن؟😅 آخه چقدر شما پاکدامن و مطهر و نجیبید چقدررررر🤣🤣🤣اصلا هم عقده ای نیستید و دعوا دوست ندارید☺😂

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

باید از دادگاه کاغذ بگیرین 

شرایطش چیه؟

همانطور که کودکان اسباب بازیهایشان را برای تعمیر نزد ما می‌آورند.من هم رویاهای شکسته ام را نزد خداوند بردم..اما بجای اینکه او را تنها و راحت بگذارم.انجا ماندم و سعی کردم به روش خودم به خدا کمک کنم..بلاخره طاقتم تمام شد..رویاهایم را پس گرفتم و فریاد زدم: ( تاکی باید منتظر بمانم!؟)#خداوند گفت: فرزندم وقتی تو مرا راحت نمیگذاری، چگونه باید رویاهای شکسته تورا باز بیافرینم؟ (خدایا سپردم دست خودت و از ته قلبم بهت ایمان دارم) میدونم که حواست بهم هست و همه چیو به بهترین نحو ممکن درست میکنی 🙂♥️            الا بذکر الله تطمئن القلوب🫀
دلیل مخالفتشون چی هس؟ 

میگن طرف وضع مالی خوبی نداره

همانطور که کودکان اسباب بازیهایشان را برای تعمیر نزد ما می‌آورند.من هم رویاهای شکسته ام را نزد خداوند بردم..اما بجای اینکه او را تنها و راحت بگذارم.انجا ماندم و سعی کردم به روش خودم به خدا کمک کنم..بلاخره طاقتم تمام شد..رویاهایم را پس گرفتم و فریاد زدم: ( تاکی باید منتظر بمانم!؟)#خداوند گفت: فرزندم وقتی تو مرا راحت نمیگذاری، چگونه باید رویاهای شکسته تورا باز بیافرینم؟ (خدایا سپردم دست خودت و از ته قلبم بهت ایمان دارم) میدونم که حواست بهم هست و همه چیو به بهترین نحو ممکن درست میکنی 🙂♥️            الا بذکر الله تطمئن القلوب🫀
الان ازدواج کردی زندگیت خوبه یان راضی؟

اره ازدواج کردم،تایپک آخرم یک مقدار نوشتم

خانوادم البته پدرم چون رضایت نداد گفت رفتی دیگه رفتی عقد کردم رفتم سر خونه زندگیم شوهرم گوشیم گرفت گفت دیگه خانوادت فراموش کن الان یک ماه گوشی بهم داد البته با خط جدید

هنوز هم ارتباطم قطه

بیشتر دعواهامون سر اینکه بخوام ارتباط بگیرم ولی میگه دیگه خودشون گفتن که نمیخوانت الان چند وقته هیچی نمیگم اوضاعم خوبه ولی باز میخوام شروع کنم ولی میترسم😥

برات مینویسم که فراموش نکنم تو بامن چه کردی عاشقش شدم عاشق اون چشمای یشمیش که با کتش ست بود اون ریش جوگندمی مرتبش وقتی اونم لبخندشو زد فهمیدم اونم خاطرمو میخوادمن جنوب اون شمال،تو کوه آرامشم بودی چرا کنارت الان اینقدر میترسم؟چی شد چشم یشمی من😔🌱                                               دلتنگتم مامان،تو این مسیر فقط به من و تو داره ظلم میشه مامان دیدی همه میگفتن این دخترت مثل تو آروم و مظلومه بختمون هم مثل هم شد)(۲۶ اردیبهشت بعد از ۱۰ماه صداتو شنیدم بار دوم هم همینجا میام ثبتش میکنم                            اینای که تاپیک ترسناک میزنید تا حالا ترس رو تو روز عادی تجربه کردی؟تاحالا تو روز عادی جوری لرزیدی که انگار برف باریده و تو کاپشن نپوشیدی؟دنباله راه فرار بودی ولی در باز بود و نرفتی؟پس هنوز نمیتونی قضاوتم کنی                                      چرا از تاپیکی که خوشت نمیاد اصرار داری باشی؟گزارش میزنی قضاوت میکنی توهین میکنی بحث میکنی نفرین میکنی؟خب چرا نمیری؟اگه بنظرت مسخرس این شکلک بفرست 😁و برو!!!اگه فکر میکنی دروغه اونو بصورت یک داستان کوتاه یا یک رمان بلند بخون ولی خودت و روحت رو خسته نکن(تیکربارداری که خاتمه یافت)
میگن طرف وضع مالی خوبی نداره

اگه خانوادت طردت کردن چی میتونی تحمل کنی؟

برات مینویسم که فراموش نکنم تو بامن چه کردی عاشقش شدم عاشق اون چشمای یشمیش که با کتش ست بود اون ریش جوگندمی مرتبش وقتی اونم لبخندشو زد فهمیدم اونم خاطرمو میخوادمن جنوب اون شمال،تو کوه آرامشم بودی چرا کنارت الان اینقدر میترسم؟چی شد چشم یشمی من😔🌱                                               دلتنگتم مامان،تو این مسیر فقط به من و تو داره ظلم میشه مامان دیدی همه میگفتن این دخترت مثل تو آروم و مظلومه بختمون هم مثل هم شد)(۲۶ اردیبهشت بعد از ۱۰ماه صداتو شنیدم بار دوم هم همینجا میام ثبتش میکنم                            اینای که تاپیک ترسناک میزنید تا حالا ترس رو تو روز عادی تجربه کردی؟تاحالا تو روز عادی جوری لرزیدی که انگار برف باریده و تو کاپشن نپوشیدی؟دنباله راه فرار بودی ولی در باز بود و نرفتی؟پس هنوز نمیتونی قضاوتم کنی                                      چرا از تاپیکی که خوشت نمیاد اصرار داری باشی؟گزارش میزنی قضاوت میکنی توهین میکنی بحث میکنی نفرین میکنی؟خب چرا نمیری؟اگه بنظرت مسخرس این شکلک بفرست 😁و برو!!!اگه فکر میکنی دروغه اونو بصورت یک داستان کوتاه یا یک رمان بلند بخون ولی خودت و روحت رو خسته نکن(تیکربارداری که خاتمه یافت)
اره ازدواج کردم،تایپک آخرم یک مقدار نوشتم خانوادم البته پدرم چون رضایت نداد گفت رفتی دیگه رفتی عقد ...

الهی بمیرم چن وقتع ازدواج کردی

پشیمونی مگه اگه شوهرت خوبه و کنارش خوشبختی همه جوره ب چیزی فک نکن خونوادت کم کم دلشون اروم میشه

فقط ی چیزی شما چجورعقدکردی اخه میگن اجازه پدرواجبه

یسریا هم میگن مهم نیس ب سن قانونی رسیده باشه دخترامکانش هست عقدکنه؟

خدایاشکرت...❤️

الهی بمیرم چن وقتع ازدواج کردی پشیمونی مگه اگه شوهرت خوبه و کنارش خوشبختی همه جوره ب چیزی فک نکن خو ...

خدانکنه🥺

۶ماهه

چرا صددرصد پدر باید رضایت بده من با پدرم از خونه خودمون رفتیم عقد کردم بعد با شوهرم رفتم

خوبه شوهرم نمیگم بده وضعش هم خوبه همه جوره بهم میرسه فقط ماه های اول خیلی دعوا میکردیم سر اینکه بزاره خانوادم ببینم یا فقط زنگ بزنم ولی متاسفانه خیلی کینه ی هست،اولا اسمشون میوردم انگار فحشش میدادم دیگه کاری باهام کرد دیگه میترسم اصرار کنم برای روز مادر خیلی دلتنگ مامانم شدم ولی تحمل کردم و بهش نگفتم😭

خودش هم میبینه دیگه بهش نمیگم خیلی خوب شده دعوا نداریم ولی چه فایده که ترس انداخته به جونم که باهاش راحت نباشم

فقط اگه بابام رضایت میداد چه زندگی خوبی داشتم😔

برات مینویسم که فراموش نکنم تو بامن چه کردی عاشقش شدم عاشق اون چشمای یشمیش که با کتش ست بود اون ریش جوگندمی مرتبش وقتی اونم لبخندشو زد فهمیدم اونم خاطرمو میخوادمن جنوب اون شمال،تو کوه آرامشم بودی چرا کنارت الان اینقدر میترسم؟چی شد چشم یشمی من😔🌱                                               دلتنگتم مامان،تو این مسیر فقط به من و تو داره ظلم میشه مامان دیدی همه میگفتن این دخترت مثل تو آروم و مظلومه بختمون هم مثل هم شد)(۲۶ اردیبهشت بعد از ۱۰ماه صداتو شنیدم بار دوم هم همینجا میام ثبتش میکنم                            اینای که تاپیک ترسناک میزنید تا حالا ترس رو تو روز عادی تجربه کردی؟تاحالا تو روز عادی جوری لرزیدی که انگار برف باریده و تو کاپشن نپوشیدی؟دنباله راه فرار بودی ولی در باز بود و نرفتی؟پس هنوز نمیتونی قضاوتم کنی                                      چرا از تاپیکی که خوشت نمیاد اصرار داری باشی؟گزارش میزنی قضاوت میکنی توهین میکنی بحث میکنی نفرین میکنی؟خب چرا نمیری؟اگه بنظرت مسخرس این شکلک بفرست 😁و برو!!!اگه فکر میکنی دروغه اونو بصورت یک داستان کوتاه یا یک رمان بلند بخون ولی خودت و روحت رو خسته نکن(تیکربارداری که خاتمه یافت)
اره ازدواج کردم،تایپک آخرم یک مقدار نوشتم خانوادم البته پدرم چون رضایت نداد گفت رفتی دیگه رفتی عقد ...

چجوری بدون خبر از مادری که زندگیشو به پات ریخته میتونی زندگی کنی

تا بچه دار نشی نمیفهمی مادر چه میکشه تا بچه بزرگ کنه

تویی که داری امضامو میخونی دعام کن که محتاج دعاتم.🙏
چجوری بدون خبر از مادری که زندگیشو به پات ریخته میتونی زندگی کنی تا بچه دار نشی نمیفهمی مادر چه میک ...

راهی نبود که انجام ندادم،قضاوتم نکنید

برات مینویسم که فراموش نکنم تو بامن چه کردی عاشقش شدم عاشق اون چشمای یشمیش که با کتش ست بود اون ریش جوگندمی مرتبش وقتی اونم لبخندشو زد فهمیدم اونم خاطرمو میخوادمن جنوب اون شمال،تو کوه آرامشم بودی چرا کنارت الان اینقدر میترسم؟چی شد چشم یشمی من😔🌱                                               دلتنگتم مامان،تو این مسیر فقط به من و تو داره ظلم میشه مامان دیدی همه میگفتن این دخترت مثل تو آروم و مظلومه بختمون هم مثل هم شد)(۲۶ اردیبهشت بعد از ۱۰ماه صداتو شنیدم بار دوم هم همینجا میام ثبتش میکنم                            اینای که تاپیک ترسناک میزنید تا حالا ترس رو تو روز عادی تجربه کردی؟تاحالا تو روز عادی جوری لرزیدی که انگار برف باریده و تو کاپشن نپوشیدی؟دنباله راه فرار بودی ولی در باز بود و نرفتی؟پس هنوز نمیتونی قضاوتم کنی                                      چرا از تاپیکی که خوشت نمیاد اصرار داری باشی؟گزارش میزنی قضاوت میکنی توهین میکنی بحث میکنی نفرین میکنی؟خب چرا نمیری؟اگه بنظرت مسخرس این شکلک بفرست 😁و برو!!!اگه فکر میکنی دروغه اونو بصورت یک داستان کوتاه یا یک رمان بلند بخون ولی خودت و روحت رو خسته نکن(تیکربارداری که خاتمه یافت)

به چند روش میشه 

اول قبلا ازدواج کرده باشی

دوم با هم رابطه داشته باشین و بعد نامه از پزشک قانونی بیاری که رابطه داشتم

سوم اول برین تو یه مرکز مشاوره و بعد از چند جلسه بهتون نامه بدن که بدرد همدیگه میخورین بعد مراجعه میکنید دادگاه اونا هم پدرتونو میخان دلایلشو میشنون اگه قاضی ببینه دختر به بلوغ رسیده دستور ازدواجو میده

خدانکنه🥺 ۶ماهه چرا صددرصد پدر باید رضایت بده من با پدرم از خونه خودمون رفتیم عقد کردم بعد با شوهر ...

چرااخه رضایت نداد

الان میدونن زندگیت خوبه مشکلی نداری

خدایاشکرت...❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792