2777
2789
عنوان

جادو

289 بازدید | 8 پست

سلام عزیزان امروز تو انباری مامانم یه چیزی پیدا کرد، چندتا نایلون بود که هر کدوم‌ رو گره زده بودن و با نخ بسته بودن و نایلون هاروکه جدا کردیم دیدیم توش یه مشت ذغال پودر شده هست، ایا کسی میتونه راهنمایی کنه؟

❤️و خدایی هست مهربانتر از حد تصور❤️
برای سیاه بختی هست اگه خودتون نزاشتین زغال خاکسترشده یاپودرشدع روبرای طلسم بخت میزارن....خواستی میتو ...

چطوری کمکشون می کنین ؟

آیا طلسمی داریم که از طریق شیر به نوزاد منتقل بشه ،من با جاریم قهر بودیم بعد وقتی بچه م به دنیا اومد چندین بار به زور بچه م رو شیر داد یه بارش حموم بودم کامل سیرابش کرده بود یه بار هم همه بودن شیر نداشتم داشتم شیر خشک آماده می کردم تا اومدم دیدم داره بهش شیر میده و چند بار دیگه،بعدش بچه م تا صبح بی جهت جیغ می کشید. میخوام بدونم همچین طلسمی داریم؟

روزی تا خرخره عاشق بودم تا فرق سرم ؛منی که حالا حوصله دوست داشتن خودم رو هم ندارم.              

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چطوری کمکشون می کنین ؟ آیا طلسمی داریم که از طریق شیر به نوزاد منتقل بشه ،من با جاریم قهر بودیم بعد ...

فکرنکنم اینجور چیزی باشه

❤️و خدایی هست مهربانتر از حد تصور❤️
فکرنکنم اینجور چیزی باشه

نمی دونم بخدا ،خیلی دل چرکینم ازش 

چون خیلی دور و ور جادو جنبله و اینکه یه بارم خونه مادرشوهرم بودیم اونا طبقه بالاشون هستن بچه م  که اون موقع دو سالش شده بود رو به زور برد بالا که با برادرزاده م بازی کنه و خیس خیس برگردوند گفت شیر تراس رو باز کرده در حالیکه برادرزاده م یه ذره هم خیس نبود و بعدش پسرم تا چند ماه فقط خودش رو پرت می کرد و جیغ می زد

روزی تا خرخره عاشق بودم تا فرق سرم ؛منی که حالا حوصله دوست داشتن خودم رو هم ندارم.              
بچه رو نذار پیشش

نمیشه چون با مادرشوهرم تو یه ساختمونن ،به بهانه های مختلف میاد میبره و می دونه که من بدم میاد و دوست ندارم چون چند ساله که قهریم و حرف نمی زنیم

روزی تا خرخره عاشق بودم تا فرق سرم ؛منی که حالا حوصله دوست داشتن خودم رو هم ندارم.              
نمیشه چون با مادرشوهرم تو یه ساختمونن ،به بهانه های مختلف میاد میبره و می دونه که من بدم میاد و دوست ...

شایدم اونطوری میکنه که باهاش آشتی کنی

❤️و خدایی هست مهربانتر از حد تصور❤️
شایدم اونطوری میکنه که باهاش آشتی کنی

نه فکر نکنم چون خودش مدام در حال شایعه درست کردن و حرف دراوردنه،از ترسش دوست ندارم خونه مادرشوهرم برم همش استرس دارم همون بار اول که شیر داده بود به پسرم ،فهمید دلخور شدم به خواهر شوهرم گفتم بهش بگو بچه من تازه به دنیا اومده ،پسر اون یک سال و نیم بزرگتره و شیر اون برای نوزاد یه ماهه خوب نیست ولی بازم چند بار دیگه بهش شیر داد

روزی تا خرخره عاشق بودم تا فرق سرم ؛منی که حالا حوصله دوست داشتن خودم رو هم ندارم.              
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108