من بین دو تا بچه فرق شدید گذاشتم. دو تا بچه سه ساله بابای یکیشون بانکی پولدار اون یکی یه شغل معمولی زندگی فقیرانه
یه اسباب بازی دیدن دوست داشتن هر دو همزمان میخواستن هر دوم گریه میکردن براش من فکر کردم اون بانکیه داره میخره تو دلم گفتم گور ... میره بهترشو میخره دادمش به اون یکی. تا آخر شب اون یکی گریه میکرد. خوب رفتار بدیم نکردم با هر دو مهربون اما دلم نیومد اونی که بانکیه ببره خوب پول دارن فردا ده برابر بهترشو میخره براش لباسای گرون تنشه پستونکش مارکه و خیلی چیزای دیگه از زندگیشونم خبر دارم کاملا
اما در هر صورت اینکه دل یکی شون که به هر حال بچه ست شکسته شده الان خوابم نمی بره. هیچیم اونجا نبود که این یکیم گول بزنم باهاش راضی کنم اسباب بازیه از یادش بره
شما جای من بودین چیکار میکردین؟ واقعا چیکار میکردین؟ میگم که هیچیم نبود بدم به اون یکی اصلا موقعیتش نبود با هیچیم گول نمی خورد دوتاشون افتاده بودن به گیس و گیس کشی. ولی بچه اون آدم معمولیه خیلی مظلومه مظلومم به چشمم اومد بیشتر. از زندگی اینام خبر دارم حتی تغذیه درست حسابیم ندارن