خانما دیشب هممون جمع بودیم خونه مادر شوهرم ...فاز صمیمیت گرفته بودیم یکی از بچه ها گ و ز ی د...ما هم داشتیم درباره اون موضوع شوخی میکردیم البته جمع زنانه بود..خواهر شوهرم به شوخی گفت همه ای بلا سرشون میاد منم گفتم بستگی به غذا داده چی بخوری چه مدلی در کنی .....جاریم با حالت خیلللی جدی گفت که من تا حالا باد آرم در نرفته چون خیییلی رعایت میکنم از لحاط خوراک..اصلا بدن من مثل اخلاقم مودبی....منم بهش گفتم باید بری دکتر...اصلا باد معده نشانه سلامتی....یهو جاریم بحث عوض کرد رفت تو اتاق..مادر شوهرم خییلی از جاریم حساب میبره بهم گفت برو معذرت خواهی کن..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.