امروز میخواستم با مدیرمون حرف بزنم
گفت بیا اتاق
رفتم نشستم اونم تازه رسیده بود
بعد یه مشما میوه ،، مشخص بود از خونه آورده بود ..
بعد گفت بیا بردار
گفتم نه ممنونم
بعد نارنگی پوست میکند به نارنگی تو دستش اشاره کرد گفت من نمیتونم ازاین بدم ممکنه دستام کثیف باشه ...
بیا خودت بردار
گفتم نه ممنون
باز موقعی که میخواستم بیام از اتاقش بیرون گفت بفرما
گفتم نه مرسی نمیخورم ..
خیلی باحال بود 😅
اینقد اصرار کرد ...
یعنی نارنگی پوست بکنه باهم بخوریم 😎
خیلی مهربونه نمیگه عاشقش بشم !