دیشب شوهروحشیم بهش گفتم هیچی برام نگرفتی منم نمیگیرم برات تموم .چنان دعوایی درست کرد که همسایه بغلی اومدسراغش انکار نه انکارمن چندماه برگشتم هم شتخقیرفحش وکتک به خاطربچم تحمل میکنم دیگه حسی بهش ندارم یه چیزی برام نگرفت گفتم انگشتردوگرمی میگرفتی اومدومنوزدو