2777
2789
عنوان

قهرکرده

76 بازدید | 3 پست

۲ساله باهم تو رابطه ایم چند شب پیش منو دوست پسرم داشتیم چت میکردیم ک ساعت ۱ دیگ ج نداد خوابش برده بود همیشه خوابش میبره صبح کار بود


روز بعد تلگرامشو چک کردم دیدم لست سینش ساعت۳ بود ازش پرسیدم ساعت چند خوابیدی گف نمیدونم زود خوابیدم گقتم ساعت ۳ انلاین شدی گف اره از خواب پریدم 


بعداز یک روز رفت لست سین تلگرامشو بست بهش پ دادم ک این کارات چ معنی میده بعداز حرف من رفتی بستیش نمیتونم هیچ فکر خوبی کنم در موردش داری با فکر و روانم بازی میکنی و چ ا نمیخوای من بفهمم ک. کی انلاین میشی و این حرفا 



ج داد که چرا زود قضاوت میکنی ب خودت میگیری اینجور نیست تو هرموقع ازم میپرسی من حقیقتو بهت میگم ک کی خوابیدم کجام و فلان گفتم باشه منو ادد بزن ک من ببینم گف باشه اددت میزنم حالا اخرین بازدید چیه ک اینجوری ح میزنی گفتم ح بدی نزدم گف برو ببین ببینم چی گیرت میاد جوابسو ندادم 

عصرش پیام دادم سلام خوبی سرد و دیر ج میداد یا اصلا ج نمیداد گفتم چیزی نمیگی گفت برو اخرین بازدیدمو ببین یوقت از دستت نپره گفتم توام بودی همین واکنشو نشون میدادی چرا ب دل میگیری دیگ جواب نداده تا الان چیکارش کنم ؟ پیام بدم بهش؟ 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

برای منم همین اتفاق افتاد... مچشو گرفتم 

رمز اینستاشو داشتم،، رمز گوشیشو داشتم 

چک میکردم،، میدونستم داره یه غلطایی میکنه

به روش نمیاووردم... بعدگاهی بین حرفام 

از چتاش مینداختم میخندیدم...

یا یوقتایی میگفتم داری میری فلان جا؟ 

میگفت تواز کجا میدونی؟ میگفتم خودت گفتی😂😂

چشاش قلمبه شده بود،، نمیفهمید دارم هکش میکنم

یادش نمیومد کی گفتم،، از طرفی به ذهنش نمیرسید داره توسط من هک میشه... 

آخرشم با خوشحالی و ریلکس و درارامش همه ی غلطاشو  گذاشتم کف دستش...بعدشم رابطه تموم شد...

چونشو گرفتم بهش گفتم یه نخ سیگار 500 تومنی گند میزنه به ادکلن دومیلیونی 

بفهم با کی به کی خیانت میکنی.... 

فک نکن خیلی زرنگی، 

توکسیو ازدست دادی که وفادارت بود 

من کسیو ازدست دادم که خیانت کاربود

این وسط تو ضرر کردی نه من.  

بعد یدونه محکم زدم تو صورتش... هیچی نگفت..

از دفتر زدم بیرون...زمستون بود از سرما هم اومده بود دماغش قرمز شده بود،، منم بد زدم نشسته بود رو مبل 

یهو کوبیدم رو صورتش... گفتم گم میشی میری از زندگیم بیرون هرزه،، معلوم بود سوخته... 

هم از زرنگ بودن من،، هم اینکه در ارامش بدونه دعوا و منت و گریه دستش رو رو کردم و به هیجام نبود... 

هم بخاطر اینکه از یه دختر کتک خورده... هم اینکه دوس نداشت پیشمن لو ببره خیلی نقش بازی میکرد... 

با زنان بدکاره پولی بود، میرفت پیششون،،،

بعد منو واسه آینده ش درنظر داشت... میخواست دوراشو بزنه و بیاد یه دختر ناب و بکر بگیره،، درواقع منو تو نیمکت ذخیره گذاشته بود... بهترین گزینه ش بودم

منم جوری خرابش کردم که دیگه سر بین دوستاش بلند نکنه 


✍️🎻🎼شاعر_ترانه نویس_رقصنده_ترانه سرایی در2دقیقه_ترانه نویسی روی ملودی خاص شما______ترانه نویسی با عنوان سفارشی____ترانه نویسی به چندزبان: تورکی_فارسی_بختیاری_لری____آموزش شعر_ ترانه سرایی_دکلمه_فن بیان__روان خوانی_👩‍🏫🎶🎹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز