برای منم همین اتفاق افتاد... مچشو گرفتم
رمز اینستاشو داشتم،، رمز گوشیشو داشتم
چک میکردم،، میدونستم داره یه غلطایی میکنه
به روش نمیاووردم... بعدگاهی بین حرفام
از چتاش مینداختم میخندیدم...
یا یوقتایی میگفتم داری میری فلان جا؟
میگفت تواز کجا میدونی؟ میگفتم خودت گفتی😂😂
چشاش قلمبه شده بود،، نمیفهمید دارم هکش میکنم
یادش نمیومد کی گفتم،، از طرفی به ذهنش نمیرسید داره توسط من هک میشه...
آخرشم با خوشحالی و ریلکس و درارامش همه ی غلطاشو گذاشتم کف دستش...بعدشم رابطه تموم شد...
چونشو گرفتم بهش گفتم یه نخ سیگار 500 تومنی گند میزنه به ادکلن دومیلیونی
بفهم با کی به کی خیانت میکنی....
فک نکن خیلی زرنگی،
توکسیو ازدست دادی که وفادارت بود
من کسیو ازدست دادم که خیانت کاربود
این وسط تو ضرر کردی نه من.
بعد یدونه محکم زدم تو صورتش... هیچی نگفت..
از دفتر زدم بیرون...زمستون بود از سرما هم اومده بود دماغش قرمز شده بود،، منم بد زدم نشسته بود رو مبل
یهو کوبیدم رو صورتش... گفتم گم میشی میری از زندگیم بیرون هرزه،، معلوم بود سوخته...
هم از زرنگ بودن من،، هم اینکه در ارامش بدونه دعوا و منت و گریه دستش رو رو کردم و به هیجام نبود...
هم بخاطر اینکه از یه دختر کتک خورده... هم اینکه دوس نداشت پیشمن لو ببره خیلی نقش بازی میکرد...
با زنان بدکاره پولی بود، میرفت پیششون،،،
بعد منو واسه آینده ش درنظر داشت... میخواست دوراشو بزنه و بیاد یه دختر ناب و بکر بگیره،، درواقع منو تو نیمکت ذخیره گذاشته بود... بهترین گزینه ش بودم
منم جوری خرابش کردم که دیگه سر بین دوستاش بلند نکنه