شوهر من خیلی مورد داره خیییییییلی
مثلا خیانت میکنه پنهانکاره دروغگو خسیس معتاد '(کمترین حشیش بود)
من خودم شاغلم ک تا حالا با یه پسر دو ساله دوام اوردم وگرنه خدا میدونه چ بلایی سر ما میومد با بی پولی
دفه اخر فعمیدم پنهانی بچمو میزنه صداشو ضبط کردم وقتی خونه نبودم و بعد فهمیدم
دوماهی رفت یه شهر دیگه و چند روز پیش برگشت
قرار داد خونه مارو برادرشوهرم بست چون میگقت شوهرمعلوم الحالت ممکنه خونه رو بیخبر تحویل بده چون قبلا اینکار کردع بود و وسایلامو فروخته بود
منم اعتماد کردم بع برادرشوهرم
تا چند روز پیش برادرشوهرم گفت کلیدارو بدع اون بره خونه
یعنی بدون من بره اونجا
منم ندادم
برادرشوهرم رفت خ.نه رو تحویل داد قرارداد فسخ کرد
چون خونه جای خوبی بود من صابخونه راضی کردم با خودم قرار داد ببینده
حالا اخر هفنه ها ک سرکار نیستم میرم خونه خودم
و اوایل هقته بخاطر ک بچه نگه دارن من میرم خ.نه پدرم
بچم اوایل اصلا اسم پدرش نمیاورد
الان همش میگه بابا بیا
مادرمم خیلی رو مخمه میگه بچت پدرشو میخواد کوتاه بیا
و،،،،
من حتی فکر برگشت عذابم میده
چکار کنم اخه میترسم بچم هم بعدها ولم کنه
برگردم هم همه جوره تباهیم هم من هم بچه