خانما من دیشب دوس پسرم ک یه جورایی نامزدیم همه میدونن مامامانم نبود زنگ زد ب این گف بروپیش بچه ها تنهان میترسن اینم اومد بعداین کلا نمیزاره من سرازکارش دربیارم بعد گوشیش زنگ خوردخان سیو کرده بود
دویید رفت ت حیاط بعد من اولش گفتم نرم رفنم بعدش ب اخرش رسیدم ک گف قربونت خونم خدافظ...بعداومدتوگفتم کی بود گفت نمی زارم ازکارم سردربیاری ونپرس واینا...بعدمن دیک کلا محلش ندادمو گوشیشم دیگ زنگ نخورد وجاشوپهن کردم و خودمم اتاق خوابیدم با ابجیم...من نمیدونم چرااینکاروکردبخدا دارم میمیرم ازگریه ازصبح حتی پانشدم ازجام خدافظی کنم رف کار دارم دق میکنم بخدا 🥲🥲🥲🥲🥲🥲💔💔💔💔💔
توروخدا توروقران اینک وای دوس پسرته وای مامانت میدونه رونگین توروخدا ما۱۱ساله همومیشناسیم بخاطرمخالفتای بابام نمیشع...وگرن همه میدونن پس توروخدا چیزی راجب این نگین