از وقتی اومدم دانشگاه همون یه ذره اعتماد به نفسی که داشتم نابود شد از قیافم از کارام از رفتارم خوشم نمیاد خودم دوست ندارم درس ک نمیخونم قیافه زیبایی ندارم تیپ قشنگی هم که ندارم حالم داره بهم میخوره از خودم در حدیم با شلواری که سر پاچه اش پر گل میرم میشینم سرکلاس به خودم اهمیت نمیدم به خودم نمیرسم خیلی آدم منفی ای بودم و هستم هم اتاقیم هم از خودم بدتر از زندگی میناله خسته شدم احساس میکنم خنگم تمرکز ندارم سرکلاس در حدی میگم اینا در مورد چی دارن با استاد بحث میکنن یه امتحان دادم اونو افتادم کلا زندگی رو به مسخره گرفتم ن شادی آنچنانی ن تلاشی برای آینده بی حس شدم انگاری برام درس و دانشگاه مهم نیس ماسک میزنم چون اعتماد به نفس ندارم ولی خسرت اونایی میخورم چقدر قشنگ صحبت نیکنن میخوام حرف عادی بزنم به تت پته میوفتم کلا خودمو بدجور زمین زدم همش خودمو میکوبم بقیه حتی اگر دروغ باشه خودشون بالا بالا میبرن من همون یه ذره هم خودمو میکوبم خودم کم میگیرم از بچگی همین بودم از دقتی هم رفتم دانشگاه بدتر شدم
+چیشد ک نتونستی قبول شی؟ _هی منتظر موندم ساعت رند بشه درس بخونم عکسم به اسمم ربطی نداره... ولی به امضام که داره.. تو فک کن اینشتینم مثه من بوده.. برگااام
چیزی ک میتونه از نظر تیپ کمکت کنه اینه ک از لباسای بلند و روسری های سُر و شلوارای بلند دوری کنی 😐... اینجوری هی از سرت نمیوفته پاچه شلوارتم گلی نمیشه...و لباسای ساده و بدون طرح
+چیشد ک نتونستی قبول شی؟ _هی منتظر موندم ساعت رند بشه درس بخونم عکسم به اسمم ربطی نداره... ولی به امضام که داره.. تو فک کن اینشتینم مثه من بوده.. برگااام