خیلی زرنگ و مارموزه همیشه میگه دنبالت حرف زدن مادرشوهر اینا از اون طرف خودش همیشع پیششونه هرجابره بچه هاشو میزارع پیششون مثلا اگ من میرفتم میگف من ک حال ندارم برم پیششون من ک نمیرفتم دیگه خودش ولشون نمیکرد...حالا من مادرشوهرم باهم قهریم اونم میاد پیشم تعریف میکنه مقلا مادرشوعر بهم زنگ زد یا برام غذا فرستاد یا برا بچم وسیله گرفت فقط میخواد منو بسوزونه ....بنظرتون چطور باهاش برخورد کنم
خلاصه بگم ک با این حرفایی اومد زد من ازشون متنفر شدم باهاشون قهر شدم خودش ولشون نمیکنه و کلا بینمون خراب شد دیگه دلم نمیخاد باهاش ارتباط بگیرم ولی متاسفانه خونه هامون پیش همه
عزیزم قصدش مشخصه توحرفو عوض کن و بهش توجه نکن جاری دوست نمیشه اینم که خودشو ثابت کرده باهاش صمیمی رفتار نکن حرف شوهر و خانواده شوهر رو پیشش نزن و همیشه بی طرف باش تمام