مادرشوهرم میخواد عمل افتادگی پلک کنه اول قرار بود بعد عمل بیاد پیش من اما خواهرشوهرم بهش گفت بعد عمل بیا پیش خودم تا چند روز که کامل خوب میشی
اخه من باردارم یکم سختمه این روزا واقعا خستم
منم بهش گفتم برو پیش دخترت بهتره شاید من نتونم بااین وضعم خیلی بهت رسیدگی کنم خلاصه گذشت بعد این حرفم هرچی زنگ میزدم درست جواب نمیداد بعد جواب داد بهش گفتم حالا اگه میخوای بعد عملت بیا خونه خودمون ناراحت شد بود از حرفم😕
تا دیشب نشسته بودیم گفتش خونه دخترم راحت نیستم😳ادم خونه پسرش خونه خودشه راحتتره گفتم برعکس ادم باید با دختر خودش راحت باشه عروس که دورتره گفت نه ادم خونه پسرش راحتتره بعد گفت من از حرفت ناراحت شدم که گفتی بری پیش دخترت بهتره گفتم برای چی ناراحت بشی من که حرف بدی نزدم یعنی واقعا خودت شرایطمو نمیبینی که باردارم وسختمه رک گفتش نه
میتونی بهم برسی اصلا مغزم هنگ کرد واقعا حرف من بد بود😳