2777
2789
عنوان

عجب عکسی

735 بازدید | 19 پست

ایتایار:
بچه که بودم قهر کردم، یه روسری برداشتم و توش دوتا لباس گذاشتم وگره زدم به مامانم گفتم من میرم که بچه‌ت رو دزد ببره، گدا بشه ماشین بزنه بهش ببرنش بیمارستان...همینجور که میگفتم اونقدر تراژدی بود خودم گریه‌م گرفت. مامانم گفت حالا بمون نهار ماکارونی داریم فردا برو، گفتم باشه چشم

مادر#

کار خوبووو خدا میکنع ک با کسی حرف نمیزنه🙃نه تو آنی ک همانی.......نه من آنم ک تو دانی🧸

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

😂😂😂😂😂😂😂

ولی عکست چه حس خوبی داره....حیف از اون خونه های قدیمی و دلباز و باغچه ها که جاشون رو دادن به اپارتمانای نقلی و ته اون همه گل و باغچه و گلدون،شد تراریوم و ابنمای مصنوعی

چه تاکتیک هوشمندانه ای... واو🤭🇵🇸مهم اینه خدا با ماست💪💪💪من مامان شاد و پرانرژی چهار تا دسته گلم(بگو ماشاالله).... اگه سؤالی در زمینه بارداری، همسرداری و بچه داری داشتین خوشحال میشم کمکتون کنم.....

😂😂😂😂😂😂😂 ولی عکست چه حس خوبی داره....حیف از اون خونه های قدیمی و دلباز و باغچه ها که جاشون رو ...

وقعا حیف

کار خوبووو خدا میکنع ک با کسی حرف نمیزنه🙃نه تو آنی ک همانی.......نه من آنم ک تو دانی🧸
منم بچه بودم همین کارو میکردم لباس برمیداشتم عروسکم میزدم زیر بغلم میگفتم من رفتم خونه بابابزرگ . دی ...

اخیی عزیزم 

کار خوبووو خدا میکنع ک با کسی حرف نمیزنه🙃نه تو آنی ک همانی.......نه من آنم ک تو دانی🧸
قهر کردن از مامانم یادم گرفتع بودم . فکر میکردم هر چی میشه ادم باید بره خونه بابابزرگش

خدامادرتونو حفظ کنه😁

کار خوبووو خدا میکنع ک با کسی حرف نمیزنه🙃نه تو آنی ک همانی.......نه من آنم ک تو دانی🧸

پسر منم پنج سالشه ، هر بار دعواش کنم میگه می‌خوام از این خونه برم تنها زندگی کنم، میگم پول نداری ،میگه خوب از بانک میگیرم ، یه بار هم همینجوری که گریه میکرد گفت «مامان چرا منو به دنیا آوردی» 🥰

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108