تو خونم خیلی دعوا داریم مامانم امشب حسابی دعوا کرد کتکمون زد آخرم رفت تو فاز اینکه میخوام خودمو بکشم جعبه قرص برداشت که مثلن قرص پیدا کنه بخوره بزور با منت شوخی کشوندیم آوردیم داخل درحالی که دل خوشی ازش نداریم ولی انگار ما بچه هاش نیستیم آخه یه مادر چجور میتونه از بچه خودش ناراحت شه بعد بگه خودمو میکشم مادر مگه نباید بخشنده باشه انقد اخلاقای بد داره که بزور داریم تحملش میکنیم 🥲آرامش نداریم تو خونه
خدا نکنه عزیزم ۲۳ سالمه ولی خوب هنوز اگه یه حرفی زد بخوام جوابشو بدم فرض کن در میاد میگه از خونه بزن بیرون من ندارم نونتو بدم یا شوهر کن منم دیشب در اومدم بش گفتم خوب سهممو بده من میرم اون پاشد یک دعوایی راه انداخت که بیا و ببین کتکم میزنه بخاطر همین سعی میکنم سکوت کنم اما خوب بالاخره کتک رو هم میزنه بخوام نخوام ولی اگه جواب بدم دیگه بهم رحم نمیکنه بخاطر همین سکوت میکنم اما یه خواهر دارم خیلی سرکشی اگه مامانم بزنش پا میشه مامانمو میزنه خوب مامانمم مقصره چون چنگ میندازه تو صورت آدم بخاطر همین آدم عصبی میشه یه سری که تازه پدرم فوت شده بود دائم میگفت شما پدرتون کشتید در حالی که پدرم سر کار از ارتفاع افتاد یا حرفای دیگه که مارو عصبی میکرد بعد منم جوابشو دادم حمله کرد برام داشت خفم میکرد دیگه نفسم بالا نمیومد که خواهرم اومد جداش کرد اولین بار همونجا من دیگه عصبی شدم هلش دادم وگرنه دیگه هیچوقت روش دست بلند نکردم چون داشت میکشتم بعدشم رفت به پدرش گفت که بچه ها منو میزننن پدر بزرگمم رفت به عموهام گفت بچه ها مادرشونو میزننن آبرومون تو کل فامیل برد 😪 نمیدونم چی بگم پدرم مشکل روانی داشت مادرم همین طوره اگه بخوام بگم دیگه چه رفتارهایی داره خیلیه
ممنونم عزیزم سر کار میرفتم یه مدت ولی چه سر کار رفتنی دوتایی میرفتم ماهی دوتومن تا حقوق میگرفتم هیچی نمیموند نه بگی رو مدی نه گشت گزاری نه با دوست بیرون رفتنی هیچی دیگه دانشگاهم شروع شد محل کارمم بسته شد منم رفتم دانشگاه هر چی پول داشتم گذاشتم برا شهریمو نشستم تو خونه با باقیشم کتاب خریدم که مجدد کنکور بدم امسال رشته خوب قبول شم و الانم به سختی درس میخونم اره با بقیه خوهرامم رفتارش همینه