دو روزه قهریم و دعوا همشم خانوادش باعث شدن بهد لباس پوشید رفت تو انبار یهو با بیل اومد سراغم وحشت کردم . دید من و دخترم خیلی ترسیدیم نزد بعد من از ترسم در خونرو قفل کردم. تا حالا این کارو نکرده بود خیلی ازش ترسیدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه بار یکی حرف قشنگی زد سطح و کلاس یک خانواده رو پول تعیین نمی کنه. رفتار مردهای اون خانواده با زن های اون خانواده تعیین می کنه که چقدر با کلاس یا بی کلاس اند😊👌
یه چیزایی نمیشه دیگه ...ما هم ولش کردیم گذاشتیم که نشه ... شاید بعدا شد یا شاید به جاش یه چیزای دیگه شد 🙂 نمیدونم ، ولی ای کاش می شد... ...۱۴۰۳/۳/۱۹🙃 فقط با من نمی شد؟! ... میشد ، ولی نخواست...