امشب یاد کارای خانواده شوهرم افتادم از اولی شوهرم اومد خواستگاری عزتی سرشوهرم نذاشتن نه پول خریددادن نه همراهی کردن یادمه با مامانم وشوهرم ومادرش می رفتیم خرید حلقه وسط راه پیاده شد گفت کار دارم نیومد موقع عروسی هدیه ندادن هیچ کمکی نکردن وموقع زایمانم خیلی اذیت کردن که از هرچی زایمان بدم اومد وگفتم دیگه بچه نمی خوام ، الانم میریم خونشون پسرمون نمی بوسن وحتی یا زنگ نمیزنن احوال مارو بپرسن ، هرچی فکر میکنم نذاشتن از جوونیمون وزندگی لذت ببریم وشوهرم الان در گیر مشکلات مالی زیاد شده چون حامی نداشت آخه چرا این کارارو میکنن