آره به مزاج خودمونم بستگی داره من مزاجم سرد و خشکه فکر میکنم واسه همینه که حرفهای آرتمیس رو میتونم انجام بدم اما حرفهای گرانبها رو نمیتونم
دقیقا حست رو درک میکنم چون خودم عین تو شدم همین قبل از اینکه تاپیکت رو بخونم داشتم فکر میکردم چرا من ناز زنونه و لوندی رو ندارم
من سرکارم با خانم ها خیلی سروکار دارم واقعا بعضی خانما ناز و عشوه تو وجودشونه دختره میاد اینقدر ناز داره بعد میبینم شوهرش مشخصه چقدر عاشق اینه بعد به خودم میگم خب حق داره این اینقدر ناز داره شوهرش بایدم اینطور هواشو داشته باشه
اونوقت من هر کاری هم بکنم خشک هستم اصلا بلد نیستم واسه همسرم عشوه بیام یعنی بخام عشوه بیام به قولی همون عشوه خرکی میشه و شوهرم کامل تشخیص میده
عجله تو کارامه غذا رو تند میخورم همیشه هولم که به همه کارهام برسم فکر میکنم زمانم کمه و یه عالمه کار دارم در حالیکه کار آنچنانی هم ندارم واسه همینم عین تو ناراضی ام از خودم همش دارم مطلب میخونم کتاب میخونم ...
البته گرانبها خودش میگه منم سیاست و زنانگی رو تمرین کردم و یاد گرفتم نمیدونم شاید ماهم با تمرین مثل گرانبها شدیم🥲