داداش بدبخت من 5صبح میره سرکار6 میاد تو ذوب آهن کارمیکنه
بعد زن داداشم همیشه همه فامیلاشونو دعوت میکنه کلی هم ریخت وپاش استوریاشو میبینم سه چهارمدل غذا آجیل شیرینی تازه به فامیل گشنشون هم میده ببرن
ظهرا که داداشم خونه نیست همش فامیلاشو دعوت میکنه پنجشببه جمعه هم همینطور داداشم هم جریت اعتراض کردن نداره خود داداشم هم میگه من شبا یه تخم مرغی چیزی اگر بخورم
بچه داداشم هم یکروز زنگ زده میگه عمه مامانم منو زده چون دستم خورد لیوان شکست بدن این بچه همیشه کبوده
منو مامانم و بابام اگر عید به عید بریم خونشون هیجی هم جلومون نمیذاره
یه بار تولد داداشم بود اینقذر غذا پخته بود و کیک و اینا همشو تو پلاستیک میکرد میبرد خونوادش ببرن بعدما یه ذره عذا هم به زور خوردیم
چیکارش کنم اینو؟