2777
2789

خسته‌ام از هوای زندگی‌ام

می‌روم با خودم قدم بزنم

می‌روم از خودم رها بشوم

می‌روم با خودم به هم بزنم


من به پایان رسیده‌ام دیگر

خسته‌ام از تمام جریان‌ها

می رون تا که از خود رها شوم امشب

جاری‌ شوم در تن خیابان‌ها


مثل رودی که شاخه‌شاخه شده

هر رگم سمت دیگری رفته

بس که با خود غریبه‌ام حتی ، 

سایه‌ام سمت دیگری رفته


با خودم فکر می‌کنم که چه را

سرنوشت از خدا تقاضا کرد؟!

ما به ناحق تقاص پس دادیم

زندگی با من و تو بد تا کرد


زندگی حکم می‌دهد! باشد!

من به روی تو پلک می‌بندم

در خودم حبس می شوم کم‌کم

توی آغوش خویش می‌گندم


مثل شیطان به جلد خود رفتم

در بهشتی که قسمت من نیست

باید از این مسیر برگردم

با منی که به فکر مردن نیست


با منی که به فکر مردن نیست

می روم بی تو سوی زندگی‌ام

نه نباید که عطر تو بوزد

باز از چارسوی زندگی‌ام


دست‌های تو را رها کردم

در هوایی که ناگهان بد شد

آسمان هم برای باریدن

روی تنهایی‌ام مردد شد


روی برفی که تازه باریده

رد پاهای من تماشائیست

در مسیری که انتخاب من است

رد پای بزرگ تنهائیست..........🥀

マヒヤール

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز