
مداد رو در دستم می گیرم تا بتونم احساساتی رو که نمی تونم به دیگران منتقل کنم رو برای خودم بازگو کنم , تا شایدم بتونم برای خودم دوست خوبی باشم.
دارم به این فکر میکنم که چقدر ارزش یک مداد و کاغذ می تونه بالاتر از ارزش یک انسان باشه...
بالاتر از کسی که باهاش درد و دل میکنی و تا به خودت میای می بینی که چه اشتباه بزرگی کردی.
بعضی افراد جز تحقیر ، سرزنش , پوزخند و... کار دیگه ای در برابر حرفامون نمیکنند.
خوشحالم که به این نتیجه رسیدم که رازها و افکارام و هر چیزی که مربوط به خودم هست رو به دیگران نگم.
من تا میام با شادی یا ناراحتیم یا هر احساسی که دارم یک بحثی رو با فرد مهم زندگیم بازگو کنم جز سرزنش و مخالفت و حسادت و حقارت و هر چیزی که منو له می کنه چیز دیگه ای نمیشنوم.
می دونم خاصیت آدم هاست ولی چه خوب فهمیدم خودم بهترین رفیقِ خودم باشم............