رفته بودیم شهرستان خونواده شوشو اونجا خونه ویلایی دارن مامان بزرگمم هم اونجا تنهاس و خونه داره
من شب رفتم خونه مامانیم خابیدم شوهرم هم راضی بود چون هم دلم تنگ شده بود هم راحتتر بودم هم طبعم از رختخوابای مامان شوشو برنمی داره
صبح که رفتم مامن شوشو میگه چرا دیشب نموندی و ادم باید پیش شوهرش بخوابه و .. نبودی صبحونه رو تنها حاضر کردم و کمرم درد گرفتو...
خیلی حرص خوردم جوابشو چی باید میدادم؟