سر شب رفتم جایی که شدیدا رودروایسی داشتم
افراد غریب بودن محیط هم جدید بود
از در ک رفتم داخل شروع کردم سلام علیک کرذن
صدام میلرزید ضربان قلبم زفته بود روی هزار
عرقم زده بود ومیخاستم گریه بشم
پنج دقیقه ای طول کشید تا خودمو جم و جور کنم ولی همه متوجه استرسم شدن😞😞😞خیلی حالم بده خجالت میکشم
هیجوقت اینجور بی اعتماد بنفس و داغون نبودم
نمیدونم چرا اینجوری شدم خاک بر سرم😭😭😭