نزدیکای دو سه هفته ای بود ک با ی پسری حرف میزدم، تو این مدت خیلی اوکی بوذ باهام جوری که انگار چند ساله همو میشناسیم، چند باری حرف بیرون رفتنو زد پیچوندمش، به اصرار خودش بالاخره دیروز بیرون رفتم باهاش، تقریبا یکی دو ساعتی تو ماشین بودیم حرف میزدیم باهم، بیرون حتی از مجازیم اوکی تر بود باهام، همش با ذوق و شوق تعریف میکرد برام، حتی دو سه بار دستمو گرفت خواست ببوسه ک نزاشتم، خم شدم بند کفشمو ببندم دیدم از پیشونیم بوسم کرد، همش حرف اینده رو میزد، میگفت میخولم بیام بگیرمت میگفتم نه من اشپزیم خوب نیست میگفت خودم یادت میدم:)))😂 دو س باز ازم تعریف کرد گف تو نسبت به همه یچیزه دیگه ای و هزارتا حرفه دیگ...ولی داستان اینجاست که دقیقا از عصره دیروز ک جدا شدم ازش منتظره پی امشم تا الان نداده ولی:)))) فکرم نمیکنم خوشش نیومده باشه ازم از لحاظ قیافه واقعا من سر تر بودم و خیلیا ک بهتر از اون بودن هم پسندیده بودنم این یکی نمیدونم چرا اینطوری شده، مشکلیم فکر نمیکنم پیش اومده باشه براش، ی اهنگ استوری کردم دید...
خلاصه دوس داشتم نظرات شمارو هم بشنوم از این سردرگمی درام:)❤️
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیزم توی یک رابطه ی سالم از این بچه بازیا نباشه که همش من پیام میدادم همش اون باید پیام بده و از این فانتزی ها....
شما همون موقع که دیدی خبری نیست عادی برخورد میکردی یک پیام میدادی احوالپرسی و اگر سرد بود میپرسیدی عزیزم چیزی شده اتفاقی افتاده؟؟؟اگر طوری بهت منظورشو رسوند که از تو خوشم نیومده یا اینا... خیلی محترمانه میگفتی هرطور راحت هستید اجباری در کار نیست موفق باشی