2777
2789
عنوان

داستان کوتاه

31 بازدید | 0 پست

@ترنم_ترنم  

@اورانوووس‍ 

@فیلیسیتي‍ 

داست رو خودم نوشتم.تایپ کردم از قبل صبور باشین کپی کنم.داستان فانتزی هست.اگه به این ژانر علاقه ندارید ،نخونین😘

ستاره ها خاموش میشوند قسمت اول

در زمان های قدیم،آن هنگام که هنوز پریان در آسمان بال میگشودند و در انتهای غارها دیوان،کمین کرده در تاریکی منتظر راه گم کرده ها بودند،ستاره ها هنوز سخن میگفته و گل ها عطر داشتند،بر روی زمین تعداد اندکی آدم زندگی میکرد.
اول یک قبیله بود.قبیله ای رنگارنگ.هرکس در قبیله وظیفه ای داشت.کسی دام را میچراند.کسی بذر میکاشت،کسی میدوخت و کسی میپخت.
هرکس در کار خودش بهترین بود.

ننه شه دتر دور/شه کوی کوتر دور/ننه شه طلای دورا/نازدار کیجای دورا/ننه شه کیجا ره خرنه/آسمون ما ره خرنه/شه صوب روجاره خرنه/شه طلاطلا ره خرنه/آننه شه دلخواه دور/ننه پاپلی دور/آ شه دار تتی دور🥰
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792