2777
2789
عنوان

خواهر شوهر

284 بازدید | 17 پست

خواهر شوهرم چند ماهه با شوهرم سر مسائل شخصی خودشون قهر بودن چند وقت پیش به شوهرم زنک زد برای اشتی و برای ابنکه اشتی کنه منو خراب کرد و کلی پشتم بدگویی کرده بود اومدم برم بهش بگم چرا پشتم حرف میزنه شوهرم گفت ولش کن بازم تصمیم داشتم برم ولی گفتم ببینم زوز تولدم که فردا هم هست طبق معمول همیشه به من تبریک میگه یا نه چون من تولدش با ابنکه اوج دعواشون بود تبریک گفتم برای ابن همین با خودم میکفت صبر میکنم اگه تبریک بکه میکم باهاش حرف دارم و با بچم تصمیم داشتم برم با بچش بازی کنه و ما هم حرفامون بزنبم یه دفعه ای امشب یچه خواهر شوهرم به شوهرم زنک زد و با بغض میگفت دلش تنگ شده شوهرمم گفت فردا بچه ارو میبره خونه خواهرش و میدونم بره اونجا دوباره طبق معمول ناراحتی من و بی حرمتی که به من شده نا دیده گرفته میشه و روابط بدون اینکه از دل من در بیارن خوب میشه و خواهر شوهرمم همیشه از نوزاذی بچم خواسته اش این بود به شوهرم که با بچه تنهایی برن اونجا بدون من و فردا دقیفا همبن میشه و من فقط من بی حرمت میمونم و همه روابط حسنه میشه و و خواهر شوهرمم به مراد دلش میرسه خیلی اعصابم خورده به شوهرمم حرفی بزنم میدونم جبهه میگیره نمیدونم باید چه رفتار و برخوردی کنم اصلا دوست ندارم بچمو خونه خواهرش ببره تا خواهرش قبول کنه اشتباه کرده

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به شوهرت بگو خودم میبرمش

پشت دیوار دلم یه صدای پا میاد👶         نینی یار ازت متنفرم تو ازین به بعد عمه منی (فحش به عمه آزاد)             من ریخته ام در رگ تو شیرهء جان  هی چرخ بزن در من و دل را بتکان   این هم نفسی چه حس و حالی دارد   در پیکر من دوقلب دارد ضربان 💚نی نی خوشگلم مرسی ک سالم اومدی پیشِ مامان💚
فردا خودتم باهاش برو. اونجا رفتی بهش بگو این چیزا چیه به شوهرم گفتی. گناهمو فقط خریدی برا خودت

ابنم راه خوبیه همینکارو میکنم و میرم جلو شوهرم حرفامو میزنم خیلی حرفا باهاش دارم که تو این چند سال عروسشون بودم تو دلم مونده

رک و بدون دعوا بشین جلوی شوهرت و بگو خواهر این حرف رو زد. نظرش راجع به اون موضوع اینه(نظرات خودت رو نگو) فکر میکنه من فلانم و... پس چرا میخواد بچه من رو ببینه؟ بچم چرا باید بره پیش کسی که این همه به مادرش بی احترامی کرده؟ من هیچی نمیگم و نجابت به خرج میدم بلکه خودش از رفتارش شرمنده بشه ولی انگار حس میکنه هنوز جا برای پررویی داره.

جبهه هم گرفت بگو از توی سنگرش بیرون نیاد وگرنه تیر خلاصو بهش میزنی و مستقیم خود خواهرش رو میندازی توی لباسشویی  

فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم..‌. تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.
خب چرا خودتم نمیری حرفات بزنی باهاش؟ یعنی رک و راست گفته بهتون که دوس ندارم تو بیای فقط داداشم و بچ ...

به شوهرم از اول که بچه به دنبا اومد میکفت با بچه تنها بیا بچه تر بود و نوزاد بود شوهرم میگفت بچه بدون مادرش جایی نمیره شیر اونو میخوره ناراحت میشد و علنی اعتراض میکرد البته جلو من نه من صداشونو میشنیدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792