کاربر بسیار قدیمیم ک شب تاپیک زدم برا خوزستان💔 گوشی ب دست و چشم گریون خوابم برد❤صبح پاشدم دیدم کاربریه عزیز و نازنینم ب فنا رفته دلم برایت تنگ است کاربریه عزیزتر از جان💔
میتوان با پنجه های خشک ... پرده را یک سو کشید و دید ... در میان کوچه باران تندی می بارد ... کودکی با بادبادکی رنگی .. ایستاده زیر یک طاقی ... گاری فرسوده ای میدان خالی را .... با شتابی پرهیاهو ترک میگوید.... آری... میتوان بر جای ماند
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم خدای رحمن خدای رحیم هرچیزی که شما بخواید اتفاق میفته من تسلیمم و دخالت نمیکنم خدایا منو ببخش اگر ترسیدم تو برای من کافی هستی پناه میبرم به تو از گناه نسبت به خودم پناه میبرم به تو از شر خلق ومردم خدایا خودت پناهم باش و نگرانی هامو حل کن الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم