2777
2789
عنوان

جاری

1213 بازدید | 19 پست

سلام‌ من یه ۶ماهیه جاری دار شدم از هم دوریم من یه شهر دیگه اونم با مادرشوهرم اینا تو یه شهرن اوایل فکر میکردم مثل خودم ساده و بی شیله پیله هست الان با اینکه کم میبینمش هر سری میرم اونجا با اینکه عقدیه میشینه جلو من میگه من حتما باید بچم پسر بشه حالا من یه دختر دارم که با دنیا عوضش نمیکنم اصلا این حرفارو ما نداریم تو خانوادمون مادرشوهرمم هیچی نمیگه به نظرتون منظور داره؟ یه اینکه یه بار بهم گفت جقد دخترت زبون داره آدمو میخوره

بگو اره ادمو میخوره ولی تو ادم نیستی پس نترس،ولش کن از اون خرافاتیاس ک پسر اله و بله.دخترت ی تار موش میعرضه ب ۱۰مث پسری ک از شکم اون دراد.کلا باهاش گرم نگیر جاری چپ و راستش معلوم نیس

میشه برا تو دلیم یه صلوات بفرستی که سالم بیاد تو بغلم❤️امیدوارم این حس نصیب همه منتظرا بشه و شمایی که این متن رو میخونی به خواستت برسی

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

بگو اره ادمو میخوره ولی تو ادم نیستی پس نترس،ولش کن از اون خرافاتیاس ک پسر اله و بله.دخترت ی تار موش ...

زن عمو منم ب مامانم فخر میفروخ پسر داره ....الان قبل ازدواجم پسرش با وجود اینکه ی سال کوچیک تر بود دنبالم بود و عاشقم ...اونقد پسر پسر کر  آخرش...😑

خدا حفطش کنه دخترتو واقعا اینا از کمبودشونه

خیلی احمقه اون عقد بود من زایمان کردم خودشو کشت از حسادت بقرآن اگر یک درصد من بهش فک میکردم بعدها یاد کاراش افتادم گفتم چقد ضایع بود حسادتش ولی من دربندش نبودم نمیفهمیدم

.
خدا حفطش کنه دخترتو واقعا اینا از کمبودشونه

کجا کاری جاری من پسر دنیا آورد منم اصلا برام مهم نبود سر قضایایی به من توهین کردن بعد گفتن اون حسودی می کنه به ما چرا چون پسر زایدم

مث جاریم ۱۴ سالش بود خودشو کشت پسر بیاره تا ۳ ماهگی میگف پسرم محمد بعدا فهمیدم واسه سوزوندن من میگه ...

اخر پسر اورد؟؟؟

پـــــیش از آنکه دستهای درخت به نــــور برسد...پاهایش تاریکی را تجــربه کرده.گاهی برای رسیــدن به نــــور باید از تاریــکی گُـــذشت...
ن دختر شد بعدگف دختر عشقه فلانه جگره

واس بگی په زبونت کوتاه شد؟؟؟ یه جوری میگن انگار استغفرالله خدان که خودشون میگن پسر....

پـــــیش از آنکه دستهای درخت به نــــور برسد...پاهایش تاریکی را تجــربه کرده.گاهی برای رسیــدن به نــــور باید از تاریــکی گُـــذشت...
یا خدا

ببین من زنگ زدم بگم زیارتت قبول باشه به برادرشوهرم زنگ زدم پیش پدرشوهرم زنگ زدم چون می دونستم دبه می کنه. با یرادرشوهرم حرف زدم گفتم فلانی یعنی جاری اونجاست گفت آره بعد قطع کرد یه ربع بعد زنگ زدم برادرشوهرم گفت بچه اذیت می کنه زنگ میزنم نه صدا گریه نیومد نه چیزی . بعد نه زنگ زدن نه هیچی . بعد اومدنشون زن و شوهر گفتن دروغ میگه زنگ نزده پرینت می گیریم ببین چقدر پررو و وقیح. بعد پدرشوهرم گفت پیش خود من زنگ زده اونم دو بار . ضایع شدن . جالبه بچه ش رو هم قبل سفر رفتن ش از بغل م کشید برد بعد دبه کرد گفت دروغ میگه . بعداً برادرشوهرم گفت که فلانی به ما حسودی می کنه . اینم بگم از همه لحاظ ما بالاتریم. خدا رو شکر . و منظورش پسر داشتن ش بود. منم به برادرشوهرم گفتم به من نگو زن داداش . چون احترامی که به غریبه می‌ذاری به من نمی‌ذاری و کلا باهاشون قطع رابطه م . حتی بچه شم بغل نمی کنم . جالبه بعداً پدرشوهرم گفت از فلانی یعنی من معذرت بخواین که گفتن به من گفته به من نگو زن داداش . اصل توهین و ول کردن چسبیدن به حاشیه 

ببین من زنگ زدم بگم زیارتت قبول باشه به برادرشوهرم زنگ زدم پیش پدرشوهرم زنگ زدم چون می دونستم دبه می ...

همینه عزیزم چون سرترین از حسودیشونه ما هم دقیقا خیلی از اونا سرتریم احتمال زیاد از حسودیشه و من ساده نمیفهمم

همینه عزیزم چون سرترین از حسودیشونه ما هم دقیقا خیلی از اونا سرتریم احتمال زیاد از حسودیشه و من ساده ...

میزان حماقت و وقیح بودن زن و شوهر و ببین . واقعا اینا آدم نیستن . بعد جالبه جوری وانمود می کنه انگار من حسودی می کنم بهش . یا میاد به شوهرم سلام می کنه که بگه من با کسی مشکل ندارم . شوهرمم جوابشو نمیده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز