من بچم ۲ماهشه
۶ساله ازدواج کردم
شوهرمو خیلی خیلی دوسش دارم
هرچیی بخوام از لحاظ مالی واسم میزاره
تاحالا نشده چیزی بخوام بگه نه
حرف گوش کن هم هست
چجوری بگم
اهل زندگیه
اما خیلی کم حرفه
میتونیم ساعت ها کنار هم بشینیم اما هیییچی نمیگه
هی من باید سوال کنم
اونم سر بالا جواب میده دیگه جایی واسه ادامه صحبت نمیمونه
خسته شدم از این مدلی بودنش
قبلا خیلی تو خونه شر و شیطون بود
اینی که میگم قبلا مثلا تا ۲سال پیش
پا گذاست تو سی سالگی خیلی عوض شد
مثلا از جملات احساسی خیلی کم استفاده میکنه
یا من میگم اصلا توجه نمیکنه
همه ی توجه رو از لحاظ مالی میدونه
فکر میکنه جیب من پر پول باشه
گوشیم مدلش بالا باشه
خونمون شیک باشه من خوشحالم
درصورتی که من بیشتر حس عشق رو دوست داشتن واسم مهمه
بهشم میگم همون روز فقط خوبه
باز همونجوری میشه
اینجوری که اون بامن هست
منم همش حس بدی دارم
دوس دارم باهاش راحت حرف بزنم
باهم صمیمی بشیم
از اتفاق های توی طول روزش واسم بگه
شما چجوریه رابطتون؟؟؟
شما زیاد حرف میزنید با شوهرتون؟