بچم امروز تو مهد گریه میکرد واینساد بعد الان میگه رفتی مهد کودک چطور بود پسرمم هیچی نگفت رفت اسباب بازی جدیدشو بیاره نشون بده من گفتم گریه کرد ، به روانشناس زنگ زدم ، عصبانی شد چشاشو چپ کرده با عصبانیت میگه روانشناس ،میگم چته؟ میگه خب چی گفت گفتم گفت اشکال نداره گریه کنه بیشتر ببریدش بیرون و پارک و شهر بازی ، احمق میگه برو بینم بابا ، عوضی خودش ۲۴ ساعت میره کل ایرانو بخاطر کارش میگرده بعد انتظار داره ما بشینیم تو خونه بپوسیم بعد با عصبانیت به بچم میگه مگه اونجا میزننت که گریه میکنی این مسخره بازیا چیه مگه اونجا میزننت. ، بچمم بیچاره با خنده و خجالت گفت نه دیگه گریه نمیکنم
انقد از شوهرم بدم میاد که نفرت دارم ازش