دور از جون عروس هلندی شما یک ماه پیش رفتم بعد از چهار سال که بابامینا داشتن عروس رو و بسیار بازی گوش پر حرف شیرین زبون از قفس اومده بود بیرون و برعکس تمام روزا که نمیرفت تو اتاق خواهرم رفت پنکه سقفی روشن بود جلو چشم خواهرم از بین رفت باور نمیکنی خانوادم مثل بچه گربه میکردن خواهر برادرم افسرده شدن شدید