خاله کوچیکم با مامانم خیلی صمیمی هست این روزا رابطشون خیلی صمیمی تر از قبل شد البته از وقتی بچه دار شدم.من نزدیک مامانم اینا زندگی میکنم و اون یه شهر که فاصلش ۲۰ کیلومتره.ولی هفته ای یبار خونه مامانم میان.دوتا بچه کوچیک داره مادرم خیلی بهشون وابسته و هرروز با بچه هاش صحبت میکنه.ولی مامانم ب من ک میرسه گاهی وقتا میگه خسته شدم و...ب خواهرش خیلی کمک میکرد موقع بچه هاش نوزاد بودن حتی هنوز واسشون وسیله یا اسباب بازی میخره.اما چرا بامن راحت نیست یا پیشم میاد همش بحث میکنیم میگه چرا تنهایی از پس کارت بر نمیای.من چیکار کنم الان ؟؟؟