2777
2789
عنوان

نظر شما چیه

66 بازدید | 3 پست

خاله کوچیکم با مامانم خیلی صمیمی هست این روزا رابطشون خیلی صمیمی تر از قبل شد البته از وقتی بچه دار شدم.من نزدیک مامانم اینا زندگی میکنم و اون یه شهر که فاصلش ۲۰ کیلومتره‌.ولی هفته ای یبار خونه مامانم میان.دوتا بچه کوچیک داره مادرم خیلی بهشون وابسته و هرروز با بچه هاش صحبت میکنه.ولی مامانم ب من ک میرسه گاهی وقتا میگه خسته شدم و...‌ب خواهرش خیلی کمک می‌کرد موقع بچه هاش نوزاد بودن حتی هنوز واسشون وسیله یا اسباب بازی میخره‌.اما چرا بامن راحت نیست یا پیشم میاد همش بحث میکنیم میگه چرا تنهایی از پس کارت بر نمیای.من چیکار کنم الان ؟؟؟

بی احترامی ک نمیتونی بکنی بالاخره مامانته!

سعی کن ازش انتظاری نداشته باشی اینجوری خودتم اذیت نمیشی

من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام) 
بی احترامی ک نمیتونی بکنی بالاخره مامانته! سعی کن ازش انتظاری نداشته باشی اینجوری خودتم اذیت نمیشی

چطور؟؟آخه با خالم هرروزحرف میزنن حتی خالم تا یه خریدی داره سریع همراش میره بهش نه نمیگه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چطور؟؟آخه با خالم هرروزحرف میزنن حتی خالم تا یه خریدی داره سریع همراش میره بهش نه نمیگه 

خیلی از مامانارو دیدم ک ب خواهر برادرش بیشتر از بچه هاش ارزش میده ،میدونم درکت میکنم ،میگم خب خودت اذیت میشی ازش توقع نداشته باش

من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام) 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108