عاشقش بودم وهنوزم دوسش دارم ولی نه عین قبل بااین اخلاقش رفتارش سردبودنش منوبه یک مرده ی متحرک تبدیل کردخیلی تلاش کردم درست بشه خیلی خاستم عشق رودوست داشتن رویادش بدم نتونستم باتمام مشکلاتش ساختم رویاهاموتودلم خاک کردم ازاول سردبودودوست داشتن ومحبت کردن روبلدنبودبلدبودبه دیگران البته نه به من وبچه هام بعضی وقتافکرمیکنم کاش به دنیانمیومدم ولی افسوس خیلی سخته یه نفری رودوست داشته باشی که دوست داشتن رونمیدونه نه غمت براش مهمه نه خوشحالیش اگه بگم چه زجرهایی باهاش کشیدم همتون اشکاتون میریزه چون واقعاخیلی عذابم داده ولی من تحمل کردم همه ی ایناروهمه ی بدبختیهاشوچون من یک مادرهستم مادری که به عشق بچه هاش نفس میکشه برام دعاکنیدخیلی مشکل دارم دعاکنیدخداخوشی وآرامش روبه زندگیم هدیه بده ویه نصیحت اگه قرارازبی شوهری توخونه ی باباتون بپوسیدبهترازینه که زن همچنین آدمی بشیددلم پربودایناروگفتم
خدایامن درکلبه ی فقیرانه ی خودچیزی دارم که تودرعرش کبریایی خودنداری من چون تویی دارم وتوچون خودنداری