ابریشم و بهرام نامزد بودن. بهمن هم برادر بهرام هست. یعنی برادرشوهر ابریشم
رشید هم عاشق ابریشم بود
وقتی دید ابزیشم و بهرام ازدواج کردن، دهاتشونو ول کرد و اومد شهر با مامان مهتاب اشنا شد و رویا تیموریان از رشید حامله شد که شد مهتاب
بهرام رو میکشن. رشید که فهمید، رویا تیموریان رو ول کرد و اومد ابریشم رو گرفت
بهمن هم به سرپرستی گرفت
اومدن شهر
بچه دار شدن و بچه ها بزرگ شدن و بهمن عاشق دختر رشید میشه اما رشید بهونه میتراشه بهمین رو راهی خارج میکنه
از اون خونه هم میرن و رویا تیموریان و دخترش مهتاب رو میاره تو خونه خودشون مینشونه به این شرط که اگه بهمن زنگ زد و نامه داد به دخترش خبر ندن
توی همین اوضاع مهتاب تصمیم میگیره بره حارج
بهمن میشه پله ترقیش
میره خارج و با بهمن ازدواج میکته ودبعد از 2سال طلاق میگیره و برمیگرده
حالا
مهتاب نمیدونه فرشباف باباشه
ابریشم به بهمن گفت عموی دخترشه چون دخترشو اط بهرام باردار بوده