2777
2789
عنوان

سر نوشت من

292 بازدید | 13 پست

سلام دوستان این اولین تاپیک منه خیلی قبلنا دوس داشتم بنویسم .خب...

من بچگیام خیلی خوشگل بود که یه سالم بود مامانم رابطش باهام خوب نیست که همچیو بهم بگه ولی از حرفاش اینو فهمیدم یه سالم بود شب برده بود حیاط بشوره منو که تو فاصله که میاد خونه میبینه خابیدم بعد از فردا که بیدار میشم همش گریه میکنم تا ۵ سالگی صبح تا شب جیغ میزدم و گریه میکردم ...هستین ادامشو بگم ؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نکنه تجاوز ؟؟؟؟

دختر قشنگی که داری امضامو می خونی وقار متانت و مستقل بودن مهمترین دارایی یک دختره پس وقار خودتو حفظ کن منظورم از وقار چادر سر کردن نیست نجابت درونی داشتنه و هیچوقت هیچ مردی سوار بر اسب سفید نمیاد پس خودت زندگیتو بساز ❤️   دردی که انسان را به سکوت وا میداردبسیار سنگین تر از دردیستکه انسان را به فریاد وا میداردو انسان ها فقط به فریاد هم می‌رسندنه به سکوت هم… قله ای که چند بار فتح شود بی شک به تفریح گاه عمومی تبدیل می شود مواظب دلت باش ..  شاید خیلی وقتا جواب دندون شکن داشتم ولی سکوت کردم چون خودمو موظف میدونم دل نشکنم شب باش در پوشش خطای آدما ... زمین باش در فروتنی خورشید باش در دوستی و کوه باش درهنگام خشم و غصب رود باش در سخاوت و یاری به دیگران ...  یادت باشه حرف های ناگفته رو میشه گفت ولی حرفای گفته رو نمیشه پس گرفت ...  من تنهام درسته ولی تنهایی مو به بودن با آدمایی که بویی از انسانیت نبردن ترجیح میدم ... تجربه ها تو را عاقل تر میکنند ...  و درس های زندگی مارا پخته تر پس از شکست و سختی نترس که کل زندگی تشکیل شده از شکست ها و سختی ها ... 

من فک کنم اون شب حیاط ترسیدم اخه ی سالم یا ۸ ماهه بودم .بعد تا ۵ سالگی من همش گریه میکنم صبح تا شب شب تا صبح مامانم میگه رفتیم دعا نویس گفت تو کوچتون جز بچه های شما بچه ای دیگه ای نیست اخه همه چششون رو بچه های شماست ادامه ...

بعد دعا نوشتن من خوب بودم تا ۱۷ سالگیم که موهام پایین‌تر از کمرم بود پرپشت و صاف .تو مدرسه کوچه فامیل همه ازم تعریف میکردن .یه روز تو مدرسه داو طلب رفتم سر تخته اصلا تو خودم نبودم میلرزد دستام بچه ها من تو یه هفته همش یا فشارم میوفتاد انگار تو خودم نبودم بعد چند روز همش گریه میکردم خیلی بی قرار بودم خیلی 😣همش میگفتم منو ببرین دکتر انگار تو خودم نبودم...ادامه بدم ؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز