تو عید جلو بیمارستان اونم من در رفتم بعد چطور امتحان کنم میگم پنج شنبه بیاد جلو مدرسمون بعد امتحان ببینمش اینو گف M..sh:
هیچی واجبتر از تو نیست
اگه قید تموم کارامو بزنم
بخاطر تو میام
سری قبل که اومدم
کلی دور زدم به هرجایی سرمیکشیدم
همه جا چشام دنبالت میگشت
چرا بهم نگفتی عه جلو پنجره رد شم فقط واسه چند ثانیه ببینمت ؟؟
ببخش اینطوری میگم ..
ولی احساس کردم بودنم اونجا یه جوریه که زود برگشتم شمال
شقایقم بعضی وقتا کلا سرد برخورد میکنی یا میکردی ؟؟
یا اینکه من اینطوری فک کردم ؟؟؟
میگفتم خدایا من کلی راه اومدم که چند ثانیه فقط چند ثانیه عشقمو ببینم ...
به روح مامانم دلم میخواد هر لحظه و هر ثانیه کنارت باشم
شقایق هیچوقت منو غریبه فرض نکن
چون تو عه خونواده خودم بهم نزدیکتری
باید یه جایی بهم اعتماد کنی