خانمها خیلی احتیاج به کمک دارم. من اصلا پای دوستام رو به خونم باز نکردم اما از دوستام برای همسرم تعریف کردم که بشناستشون و عکسهاشونو نشونش دادم ضمن اینکه دوستام محجبه ان و عکس ها با حجاب بوده اس. مادر همسرم اصالتا با یکی از دوستام همشهری ان. از طرفی همسرم یه مدته خیلی درباره شهر مادرش صحبت میکنه و تعریف میکنه و چند وقت پیش ازم پرسید دوستت بلده با زبان فلان جا (همون شهرستان مشترک) صحبت کنه؟ گفتم آره گفت ایول چون خیلی سخته، یا امروز که داشتیم میرفتیم جایی از همون شهرستان رد شدیم گفتم چرا اینجا میری گفت آره میخوام ببرمت خونه فلان دوستت و خندید. نمیدونم چیکار کنم خیلی حساس شدم و نمیخوام انقدر بی مقدمه هی از دوستم بگه! بنظرتون من با حرفهام نظرش رو جلب کردم؟ آخه چیز خاصی هم نگفتم یک چندتا خاطره مشترک تعریف کردم که انگشت شمار بوده واقعا. حالا چیکار کنم از فکرش بیوفته و توجه نکنه؟ اینم بگم که من از هر نظری از دوستهام بالاترم چه تحصیلی چه مالی چه چهره. البته هیچوقت ازم سوالات بیشتری نپرسیده و درباره خصوصیاتش هیچوقت هیچی نگفته. به نظرتون چون همشهری مادرش اینجوری میپرسه؟ چیکار کنم که این توجه کم بشه! چون من دوستهای دیگه ای هم دارم ولی درباره اونا چیزی نگفته!