مادرشوهرم اینا امروز از کربلا اومدن از صبح سرپام بعد الان همه برادرشوهر خواهر شوهرم رفتن منم خسته بودم می خواستم برم استراحت کنم مادرشوهرم گفت تو بمون وسایل جمع کن اونم جلو مهمونا💔💔😔
از صبح اینجوری میکنه اول می خواستم نمونم ولی شوهرم گفت بمون حرف در میارن موندم ولی اصلا راضی نیست حالم بده یه جور با آدم رفتار می کنن انگار کلفتم