دیشب خواب دیدم
عقرب بزرگ سیاهی تو حیاط خونمون
( خونمون سرد بود برق نداشت و انگار شهرمون سیل امده بود )
من تو حیاط دیدمش به پدرم گفتم عقرب توجه نکرد یهو پدرم دیدش کشتش با دمپایی
دمش ماند مادرمهربونم که فوت شدن دمشو با دست گرفت فکر کرد سرش جدا شده نیش نداره من تا خواستم بگم اون ظهر داره داد زد و فریاد زد بابام مادرمو دکتر برد مادرم حالش خوب شد
یهو مجدد دیدم مار متوسطی تو خونه بابا بزرگ پدریم مادربزرگم تنها خونه بود منو بابام رفتیم خونشون گفتم مامان جون مراقب باشید مار رو دیوارتونه
و از خواب بیدار شدم
برای مادرم خیرات دادم
صدقه هم دادم
تعبیرش بد هست؟؟؟
بزشتر نگران حال مادرم هستم
الهی قربونش برم مادر مهربانم
تو خواب داشتم میمردم وقتی مادرم فریاد کشید