چهارماهه نامزدیم
تولدم رو تبریک نگفت چون شهادت بود فرداش عذرخواهی کرد و کادو هم نداد الان یکهفتس.
مادرم همش دلمو میسوزونه و خودش دلش میسوزه میگه چرا هیچکارنکرد برات و باید بگی لباس نمیخوام و طلا بخر هرچقدر کم. حالا من روم نمیشه...
قبلش حالم خوببود چون دوسش داشتم.اما مامانم حرف میزنه بهم میریزم خی میگم راست میگه ها...حالا روم نمیشه ب عشقم بگم فلان جیزو بخر اخه کادو نداد...منم گفتم من انتظار تبریک داشتم فقط😔
حالا اون داره همش خرج دندونشو کارش میکنه منم روم نمیشه چیزی بگم....