اینی که میگم بخدا راسته ینی هیچ دروغی ندارم که بگم همسر خواهر شوهرم بهم نظر داره ینی نمیدونم چطوری بگم خیلی ادم سربزیره واسه زنو بچه هاش عالی درجه یک قبل اینکه بدونم بهم علاقه داره پیش زنش یا تو جمع میگفت دوس ندارم زنا بیان مغازم از زنا بدم میاد ولی یهو یه روز زنگ زد گفت بهت علاقه دارم تو این چن سالی که اومدی از فکرم بیرون نمیری چیکار کنم و ازین جور حرفا منم بهش فش داد قطع کردم تاهمین جا بخوانید تایپ کنم بقیه رو
یه بار تو واتساپ پیام داده بو پاک کردو بود ولی واتساپ مینویسه که پیام حذف شده همسرم دید خودمم با همسرم دیدمش گفتم این چیه دیگه چاقو برداشت رفت سراغش بعد قسم خورد گفت بچه هام این کارو کردن
دیگه یه کلمه باهاش هم کلام نشو هیچی هر وقتم بهت نزدیک شد سریع بزن روی ضبط صدا
بخدا دروغ نمیگم هر وقت میومد خونمون وقتی چای یا میوه میبردم هر کدوم که به دستم نزدیک بود اونو برمیداشت هر جایی باشیم انقد بهم نگا میکنه که از خجالت آب میشم همیشه پیش همسرم میشینم ولی عین خیالش نیست
نميگم دروغ ميگى ميگم تا دير نشده ب شوهرت بفهمون ك اون مرتيكه مشكل داره چون دقيقا فيلمه ابلغ همين شد زنه ترسيد ب شوهرش بگه با هزار مكافات و آبروريزى همه فهميدن