تو بچگیم یه باغ داشتیم الان ۲۰ ساله ندیدم اونجارو
بعد خواب دیدمهمین الان اونجام باهمسرم و رفتم پرچم ایران رو نصب کنم توباغه انگار اردویی چیز برده بودیم
بعد من رفتم بالای ستونپرچم بزنم همسرم پایین بود و شب اومدم پایین همسرمنبود هما جا تاریک بود بعد همه اقوام بودن تو چادردخوابیده بودن من گفتم برم پیش بابا مامانم
میدویدم و میترسیدم صدا میزدم مامان بابا
از یه جویی پریدم گفتم بسم الله برگشتم دیدم هیشکی نیست نمیدونم کجا بودنچرا نبودن خانواده ام برگستم دیدم چندتا ...هست خیلی ترسدم پریدم از خواب