2777
2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 308 بازدید | 30 پست

همسر منم به آب و آتیش میزنه ک کاری برا برادرش جور کنه و الانم میخواد با وام و پول و فروش طلا

یه ماشین قسطی با باباش بخرن که داداشش روش کار کنه،

یه پولی هم به این بدن

ببین گلم بگو برادرت احترام منو نداره اونوقت تو میخای واسش مغازه باز کنی

میگه بچه اس اون ۱۷ سالشه اون گناهی نداره که تو حسودی تنگ نذری 

جیگرم آتیش میگیره اینارو میگه بخدا خانوادش فقط ازش میکنن انگار وظیفه اینه مامان باباش میدونم تو خیالش ون اینه این بیاد تهران خونه ی ما هم بیاد من نگهش دارم 

آخه اوایل میومد پیش شوهرم شوهرم میگفت زشته باید شب بیاد خونه من چون برا کار من میاد یه شبایی میرفت خونه مادر بزرگش یه شبایی هم میومد خونه من منم نو عروس ۲۲ ساله انقدر سختم بود پسر بزرگ بیاد

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

میگه بچه اس اون ۱۷ سالشه اون گناهی نداره که تو حسودی تنگ نذری  جیگرم آتیش میگیره اینارو میگه ب ...

بگو مردیه واسه خودش کجا بچه اس 

اینی ک من دیدم بهترین راه اینه واسه خودت خرج کنی تا پول نمونه واسش

جنگ فایده نداره.. تا خودش شخصا از برادرش بدی نبینه و بهش ثابت نشه.. به خودش نمیاد.. فقط تو قناعت کا ...

دادامش کلا احترام نگه نمیداره سر پدر مادرش هم داد میزنه 

این خودشو داره میکشه براش 

دلم خیلی گرفته میگم یعنی منکه هرچی میگه میگم چشم ارزشم براش از اون کمتره

منکه انقدر دوسش دارم همه جوره کوتاه میام باهاش

خودشم همیشه میگه اینارو 

یکی تو بهم بگه زدم زیر گریه 

یه زنگم بهم نزده امروز 

دو ساله که هی مخالفت کردم و نذاشتمش، وقتی می بینم دست بردار نیست دیگه کشیدم کنار فقط گفتمش نباید ...

دوس نداشتم زندگیم به اینجا برسه که برا خودم پول جمع کنم 

خیلی تلاش کردم رفیق باشیم 

نشد 

نمیشه 

هر لحظه حس میکنم خانوادش هستن به براش اولویت دارن 

آتیش میگیرم که چرا من اولویتم اونه 

خیلی دلم شکسته ازش 

دیشب از خدا خواهش کردم همون دیشب بمیرم احساس میکنم داره خوردم میکنه 

اینکه دیشب دید با ناراحتی خوابیدم تا صبح گریه کردم الانم یه زنگ نزده دلم آتیش میگیره 

یه روزی سرش ب سنگ میخوره ومیفهمه ک اشتباه کردا

میدونم بخدا میدونم میبینم اون روز و که یا ازش پول برداره یا همچین تو روش وایسه بد حرف بزن که دعواشون بشه بخدا میدونم اینو برا همینم نمیخوام انجام بده ولی برا اون الان خانوادش طلا شدن من شیطان

دادامش کلا احترام نگه نمیداره سر پدر مادرش هم داد میزنه  این خودشو داره میکشه براش  دلم ...

انقدر حساس نباش

زندگی روزای بالا پایین زیاد داره

این همه خیّر میرن کار خیر میکنن برای هفت پشت غریبه.. شوهر تو که خیر نیست داره به داداشش کمک میکنه..بعضی پسرا رو اگر پدر و مادر یا برادر بزرگتر یا عموی بزرگتر دستشون رو کسی نگیره راه رو یکی نشونشون نده به بیراهه میرن معتاد میشن دزد میشن..میشن مایع ننگ و بی ابرویی بقیه..

برادر شوهر توام اگر بلد نیست راه و رسم زندگی و کار کردن و سر به راه شدن رو.. چه اشکال داره شوهرت دستش رو بگیره.. فکر کن خودت دو تا پسر داری..یکیش زرنگ باشه دستش باز باشه یکیش سر به هوا تر و حرف گوش نکن تر.. خودتم پیر باشی و چاقوت نبره..وبچه ات حرف تو گوش نده..احترامتو نگه نداره..دلت نمیخواد پسر خوبه ات دست داداششو هم بگیره..دلت نمیخواد خوبه سر به هوا رو هم به کار بگیره به راه بیاره.. حتما که دلت میخواد..فکر کن حالا عروست از راه برسه هی به پسر خوبه ات بگه نه نباید دست برادرتو بگیری.. چه حالی میشی..

شوهر من هرچی در بیاره نصفشو میده به باباش.. یه خانواده ی پر جمعیتن و هوای همه رو داره.. من اوایل خیلی ازین حسادت ها میکردم که چرا شوهرم پولاشو جمع نمیکنه زندگی عالی داشته باشیم.. حتی یه مدت موفق هم شدم شوهرمو قانع کنم به اونا خیر نرسونه.. اما نم نم برکت از زندگیم رفت کار و بار شوهرم خراب شد و به سختی زندگی مون میچرخید..اون موقع بود که فهمیدم شوهرم به برکت دعای پدر و مادرش روزیش زیاد میشده و خدا به ما میداد تا ماهم به اونا بدیم..

اما من همچنان قناعت میکردم و بعدا فهمیدم شوهرم به دوستاش خیلی حال میده و حتی یه بار بهم خیانت هم کرد و نتونستم ثابت کنم و گردن نگرفت.. اما بعد اون کلن قناعت رو گذاشتم کنار.. خرج میکنم ..شوهرم هرچی در بیاره یا خرج خانواده اش میکنه یا خرج ما..نمیزاریم دو زار تو جیبش پول بمونه که بخواد سمت رفیق بازی یا خانوم و.. بره.. مرد شلوارش دو تا شه زیر سرش بلند میشه خواهرم... 

عیب نداره بزار برای خانواده اش خرج کنه.. ته مونده ی جیبشو هم تو خالی کن و ازش هی بگیر برای خودت پس انداز کن..خودتو بیمه عمر کن بیمه تامین اجتماعی کن فرداها خدایی نکرده اگر برای شوهرت اتفاقی افتاد یه بازنشستگی داشته باشی بتونی باهاش زندگی کنی..طلا بخر ،پوول تو چند تا حساب بریز که اگر یه وقت کارتتو پیدا کرد رقم تو چشمی نباشه و تو چند تا کارت باشه..

البته نمیگم از شوهرت برای خودت پول پس انداز کن.. اخه بعضی مردا کل پولاشون دست زنشون هست و زن یواشکی از اون پولا برمیداره.. اونجوری نه.. ازش برای خودت پول بگیر.. ولی بگو خرج کردم تموم شد.. اما تا میتونی خرج نکن و پس انداز کن.. چون مردا بفهمن پس انداز داری از چنگ ادم در میارن..دیگه زیاد پول نمیدن و..

بزار برای خانواده اش خرج کنه توام برای خودت جمع کن بیمه کن خودتو و...

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز